تعریف قرارداد پاداش مبتنی بر سود: پایان نامه درباره ارزيابي ارتباط سود و زيان

دانلود پایان نامه

قرارداد پاداش مبتنی بر سود:

تئوری نمایندگی[1] بیان می­دارد که مدیران نسبت به سرمایه­گذاران موقعیت اطلاعاتی برتری دارند. با فرض اینکه مدیران عموماً براساس علاقه و انگیزه شخصی عمل می­کنند می­توان انتظار داشت که آنها برای افزایش درآمدهای حسابداری به روش­های حسابداری فرصت جویانه گرایش مییابند. در نتیجه، صورت­های مالی موجب ایجاد یک دیدگاه فرصت جویانه نادرست از عملکرد شرکت برای سرمایه گذاران می­شوند. با آماده­سازی نتایج حسابداری تورمی مدیران برای کسب سود شخصی تلاش خواهند کرد، چرا که با این نتایج مشمول پاداش اضافی می­شوند. روش­های حسابداری محافظه کارانه خطر رفتار خودسرانه و فرصت جویانه را کاهش داده و بدین ترتیب اعتماد سرمایه گذاران را بهبود می­بخشد.

قرارداد دیگری که جهت کارا شدن نیازمند محافظه کاری است، قرارداد پاداش مبتنی بر سود مدیر است. در این قرارداد رابطه مدیران با سهامداران مشابه رابطه سهامداران با وام دهندگان در یک قرارداد استقراض است. درست همان طور که سهامداران ممکن است، برای پرداخت سود تقسیمی، سودها را بیش از واقع ارائه کنند، مدیر نیز از انگیزه های لازم برای ارائه بیش از واقع سود برخوردار است، تا اینکه بتواند به سود بیشتری برسد و یا پاداش بیشتری را بر اساس طرح مبتنی بر سود کسب کند(LaFond, watts, 2006, 12).

مسائل نمایندگی بین مدیران و سهامداران اساساً ناشی از جدایی مالکیت و مدیریت است، یعنی هنگامی که شخصیت مدیران از سهامداران جدا می­شود، بر اساس این جدایی مالکیت و کنترل، مدیران انگیزه پیدا می­کنند، تا اینکه ثروت را از سهامداران به سوی خودشان منتقل کنند. این تلاش‌های مدیران در جهت انتقال ثروت موجب می­شود که تمرکز آن­ها از روی فعالیت­هایی که برای سهامداران و شرکت خلق ارزش می­کند، منحرف گردد و در عوض هزینه های غیرتولیدی و ناکارآمد را برای شرکت به بار آورد (LaFond, Roychwdhury, 2007, 1). گزارشگری مالی محافظه کارانه در صورت وجود مسائل نمایندگی به منظور تسهیل و کارا نمودن قرارداد سهامدار مدیریت مفروض است. وقتی که منافع مدیران و سهامداران همسو نباشد، مسائل نمایندگی بارزتر و نیاز به محافظه کاری محسوس­تر می­شود(همان، 10). لافوند و رویچوداری (2007) دریافتند که بین محافظه کاری و درصد مالکیت (سهام) مدیران در شرکت رابطه منفی وجود دارد. این یافته گواه این حقیقت است، که جدایی مالکیت و مدیریت، یکی از دلایل نیاز به گزارشگری مالی محافظه کارانه است.

بنابراین محافظه کاری در سود به اندازه گیری عملکرد ارئه شده از طریق تعویق در شناسایی سودها تا زمان قابل تایید بودن آنها کمک می­کند. ما فرض کرده­ایم که محافظه کاری از دیدگاه سود و زیانی با نسبت (P/B) ارتباط منفی دارد، در زمینه قراردادهای پاداش مبتنی بر سود، این رابطه به اين دلیل است كه یک کاهش در نسبت (P/B) بیانگر کاهش در فرصتهای رشد و سرمایه گذاری آتی شرکت می­باشد. کاهش در فرصت­های رشد، اولویت­های مدیریت را برای پاداش­های جاری نسبت به پاداش­های معوق بیشتر می­کند، زیرا این امر ارزش فعلی پاداش­های معوق دریافتی از سودهای قابل تحقق در آینده را کاهش می­دهد. کاهش در ارزش فعلی مورد انتظار پاداش­های معوق از افزایش احتمالات مربوط به اینکه شرکت در آینده ورشکسته می­شود و یا مدیر در دوره­های آتی از سمت خود برکنار می­شود، ناشی می­شود. یک کاهش در نسبت (P/B)، مدیران را برای اغراق آمیز کردن سود در دوره های جاری جهت افزایش در ارزش پاداش­های سال جاری خود و اختیار خرید تشویقی سهام، بر­می­انگیزد. اغراق آمیز نشان دادن سود به نوبه خود به احتمال زیاد باعث عدم ثبت زیان های تحقق یافته و ثبت و شناسایی سودهای تحقق نیافته خواهد شد. واتز (2003) بیان می­کند، به دلیل اینکه تایید پذیری، عبارت از مدیریت کنترل شده است، بنابراین اموری مؤثر در تعیین جانبداری در قراردادهای مبتنی بر ارقام حسابداری نیست، بلکه امری کارا و اثرگذار جهت قراردادهایی است مبتنی‌بر پیش‌بینی محافظه کاری حسابداری در شرایطی که مدیریت انگیزه­های زیادی برای بیش از واقع نشان دادن سود خالص دارد، افزایش می­یابد

(welker, 2004, 9-10).

به طور خلاصه، در قراردادهای پاداش مدیران، محافظه کاری این احتمال را کاهش می­دهد، که مدیران بخواهند به جای تلاش برای اجرای پروژه­های دارای خالص ارزش فعلی مثبت، تلاشی را صرف ارائه بیش از واقع خالص دارایی­ها و سودهای انباشته نمایند، تا خالص دارایی­های شرکت را به خودشان منتقل کنند.

[1] – Agency theory

دانلود پایان نامه