معيارهاي بيطرفانه بودن اجراي روش هاي بودجه اي -پایان نامه بررسی ارتباط عوامل صاحبکار با بودجه زمانی

دانلود پایان نامه

معيارهاي بيطرفانه بودن اجراي روش هاي بودجه اي :

شكل شماره 2-1 معيارهاي بيطرفانه بودن اجراي روش هاي بودجه اي را نيز شامل مي شود . اين معيارها به 4 دسته تقسيم مي شوند : (staley and magner,2002)

  • حساسيت درون فردي[1] :رفتار تصميم گيرندگان بودجه اي با مديران باید توأم با احترام باشد و نگراني مديران را به هنگام اجراي روش هاي بودجه اي درك نمايند .
  • توجه به عقايد[2] : دست اندركاران تصميم گير در امر بودجه بايد توجه صادقانه اي به نظرات مديراني كه در مورد واحد تحت مديريت خويش ابرازنظر مي نمايند، داشته باشند . اين معيار بدين معني نيست كه مسئولين بايد نظرات مديران را در بودجه لحاظ نمايند. چنانچه داده ها و نظرات مديران در بودجه واحد تحت مديريت خود مورد توجه قرار نگرفته و رد شود، مديران خواهان مدركي خواهند بود، مبني بر اينكه در تصميم گيري انجام شده، بررسي كامل و همه جانبه اي صورت گرفته است .
  • توضيحات[3] : مديران دست اندركار بودجه بايد توضيحات روشن، به موقع و كافي از مباني زيربناي تصميمات بودجه اي به مديران واحدها ارائه نمايند. اين شيوه ممكن است بيانگر اهميت دادن به مديري باشد كه نظرات بودجه اي وي درباره واحد تحت مديريتش لحاظ نشده است، به طوري كه شامل شواهدي مبني بر بررسي صادقانه به داده ها و اطلاعات ارائه شده توسط مدير، قبل از رد كردن اين نظرات و داده ها باشد.
  • عدم جانبداري[4] : دست اندركاران تصميم گير درباره بودجه بايد احتمال وقوع هرگونه جانبداري يا توجه بيش از حد به يك بخش در مقايسه با ساير بخشها را از بين ببرند.

2-6-8-3)واكنش رفتاري در برابر روشهاي بودجه اي:

شكل شماره 2- 1 انواع واكنشها و گرايشات رفتاري مديران را درباره بيطرفانه بودن روشهاي بودجه اي و اجراي اين روشها نشان مي دهد. دو نوع واكنش رفتاري شناخته شده وجود دارد: التزام سازماني و اعتماد به سرپرست. التزام سازماني كه بيانگر نگرش به سازمان به صورت يك كل است، ميزان شناخت مديران را در مواجهه با مشكلات درون سازماني مي رساند. تعهد و اعتماد دو معيار متداول در تحقيقات رفتار سازماني است كه از اهميت والايي برخوردار است، چراكه با واكنشهاي مثبت كاركنان همانند، عملكرد و انگيزش بهتر، رضايت شغلي بالا و استرس كاري پايين در ارتباطند. هنگامي كه مديران در فرايند بودجه بندي دخيلند، تمايل دارند كه تا حد امكان  اهداف بودجه اي واحد تحت مديريت خود انعطاف پذيري بالايي داشته باشد و يا تخصيص منابع بالايي دريافت نمايند ،‌ تا بتوانند همكاري واحد را با سازمان توجيه نمايند. (Van der stede, 2000) چنين رفتاري از منافع شخصي ناشي مي شود، ‌زيرا اهداف بودجه اي آسان به صورت اهداف داراي قابليت حصول بالا و يا تخصيص منابع بيشتر، پاداشهاي مادي و معنوي بيشتري براي مدير به دنبال خواهد داشت. با اين وجود از ديد سازمان قابليت انعطاف بيش از حد بودجه ، تخصيص غيربهينه سازمان را به دنبال خواهد داشت. و در نهايت درجه حصول به اهداف سازمان را تحليل خواهد برد(nouri, 1994) نتايج تحقيقات اخير نشان ميدهد كه روشهاي مناسب بودجه اي و اجراي مناسب اين روشها مي تواند نقش مهمي در كاهش تمايل مديران در دستيابي به بودجه هاي شناور باشد.

(magner and walter, 2002) بيطرفانه بودن روشهاي بودجه اي و بيطرفانه بودن اجراي اين روشها داراي ارتباط متقابل هستند. در توضيح اين ارتباط متقابل گفته مي شود كه مديران معتقدند براي حداكثرسازي و بهبود كلي فرايند بودجه بندي ارتباط بين روشها و نحوه اجراي آنها ضروري است.(شكل 2-2) روشهاي بودجه اي مناسب واكنش منفي به بودجه هاي نامناسب را كاهش مي دهد. مديران اغلب احساس ناخوشايندي نسبت به بودجه واحد تحت مديريتشان دارند. اين واكنش منفي به صورت رفتارها و گرايشات منفي بروز مي كند. علاوه براين، به دليل عواملي از قبيل، كمبود منابع و خودخواهي برخي از مديران، سازمانها در تنظيم بودجه اي كه مديران را ترغيب به واكنش مثبت نمايد، محدود شده اند. در چنين شرايطي كيفيت هر دو شكل بيطرفانه روشهاي بودجه اي و اجراي اين روشها مي تواند شدت واكنش منفي مديران به بودجه جاري را كاهش دهد. (magner and Johnson, 1995)

معيارهاي بيطرفانه بودن اجراي روش هاي بودجه اي -پایان نامه بررسی ارتباط عوامل صاحبکار با بودجه زمانی

همان طوري كه در شكل شماره 2-3 مشاهده مي شود حتي زماني كه مديران با بودجه نامطلوبي روبرو مي شوند، اگر اعتقاد داشته باشند كه روشهاي بودجه اي مناسب هستند،‌ واكنش منفي كمتري نشان مي دهند.

معيارهاي بيطرفانه بودن اجراي روش هاي بودجه اي -پایان نامه بررسی ارتباط عوامل صاحبکار با بودجه زمانی

اهميت روش هاي بودجه اي براي مديران:

اين حقيقت كه بي طرفانه بودن روش هاي بودجه اي و اجراي اين روش ها داراي تأثير مثبت بر رفتار و گرايش مديران دارد،‌ نشان مي دهد كه روش هاي بودجه اي مناسب براي مديران مهم است. وجود روشهاي بودجه اي ساختاري به مديران فرصت ابرازنظر مي دهد، مزاياي مادي مانند پاداش هاي مرتبط با بودجه نصيب مديران مي كند و پاداش هاي معنوي مانند اعتماد به نفس را در مديران تقويت مي كند. استفاده سازمان از اين روشها حاكي از آن است كه مديران پرسنل را ارزشيابي كرده اند. از آنجائيكه روشهاي بودجه اي معمول ماهيت ساختاري دارند و اينرسي حاكم بر سازمان ايجاب مي كند كه ساختارها بدون تغيير باقي بمانند،‌ مديران تمايل به ثبات اين روشها خواهند داشت. بنابراين اگر مديران معتقد باشند كه روشهاي بودجه اي مناسب هستند و در آينده نيز به اين روال باقي خواهند ماند و براين اساس، انتظار دريافت مزاياي مادي و معنوي از سازمان داشته باشند، بديهي است كه به منظور ترويج وتقويت اين اين رابطه سودمند و دستيابي به مزاياي بلندمدت مورد انتظار، با رفتارها و گرايشات سازمان گراي بهبود يافته واكنش نشان خواهند داد و نسبت به بودجه هاي جاري واحد تحت مديريتشان حساسيت زيادي نخواهند داشت.

( Brockner,2002)

Interpersonal sensitivity – [1]

Consideration of opinions- [2]

Explanations- [3]

Bias suppression- [4]

دانلود پایان نامه