مفهوم آموزش هوش فرهنگی

دانلود پایان نامه

 ،پایان نامه درباره هوش فرهنگی

آموزش هوش فرهنگی

علاوه بر کسب تجارب برون مرزی، شرایط و فعالیت‌های دیگر نیز می‌تواند باعث ارتقاء هوش فرهنگی شود. مواردی چون آموزش‌های رسمی یا تعلاملات رسمی مختلف (میر سپـاسـی و دیگران، 1386 ص120).

فراشناخت را می‌توان به دو عنصر مکمل دانش فراشناختی و تجربه فراشناختی تقسیم کرد. دانش فراشناختی به معنای چگونگی برخورد با دانش است که تحت شرایط متنوع حاصل می‌شود و تجربه فراشناختی به معنای چگونگی یکپارچه کردن تجربیات مرتبط به عنوان تعاملات در آینده است. فراشناخت یک جنبه حساس و مهم از هوش فرهنگی است. بسیاری برنامه‌های آموزش فرهنگی با شکست مواجه می‌شوند به دلیل اینکه بیش از حد بر یک مثال خاص تأکید می‌کنند به جای اینکه بر فرایند کلی فرا یادگیری تمرکز کنند‌ (ارلی و پیترسون، 2004 ). شخصی که هوش فرهنگی بالایی دارد قادر است یک تصویر و نقشه مناسب از وضعیت اجتماعی داشته باشد تا بتواند به طور مؤثری عمل کند. این مستلزم یک بنیاد عمومی و گسترده از دانش در مورد فرهنگ‌ها و جوامع است مشابه آموزش‌هایی که از نظر انسان شناسی توصیه می‌شود. مباحثی همچون سیستم‌های اقتصادی، مؤسسات مذهبی و سیاسی، ارتباطات اجتماعی و سایر موارد مشابه.‌ (ارلی و پیترسون،2004 ).

دومین بعد هوش فرهنگی به جنبه انگیزشی آن اشاره دارد و بررسی می‌کند آیا فرد انگیزه زیادی برای شناخت فرهنگ جدید دارد یا نه. خودباوری [1]یک جنبه کلیدی از هوش فرهنگی است و نقش مهمی در هوش فرهنگی ایفا می‌کند. خود- کار آمدی به معنای “قضاوتی است که فرد در مورد توانایی‌هایش برای انجام سطح مشخصی از عملکرد دارد.”( باندورا، 2000 ). خود باوری به تنهایی، توضیح کاملی ازجنبه انگیزشی هوش فرهنگی نیست. یک مورد بسیار مهم دیگر هدف گذاری است. (ارلی و پیترسون،2004 ).افرادی که مؤلفه انگیزشی بالایی در هوش فرهنگی دارند در تعاملات میان فرهنگی اثر بخش ترعمل می‌کنند و این احساس قوی را دارند که می‌توانند با طرز فکرهای مختلف دیگران و شرایط متغیر و ناشناخته کنار بیایند و پیچیدگی و عدم اطمینان را مدیریت کنند. شخصی که در بعد انگیزشـی، هوش فرهنگی پایینی داشته باشد، هنگامـی که در دستیابی به هــدف دچــار نا امـیـدی اولیـه گـردد ” انتـظارات کـار آمـدی” به طـور تصاعـدی افـت پیـدا می‌کنــد، ” تصویر از خود ” منفی پیدا می‌کند و از تعامل با دیگران دوری کرده و انزوا اختیار می‌کنند.‌ (ارلی وپیترسون، 2004 ).

سومیـن جنبه هوش فرهنـگی، رفتارهایـی که یک فرد از خود بروز می‌دهد را مورد بررسی قـرار می‌دهد. جنبه رفتاری هوش فرهنگی بیان می‌کند که لازمه تعامل مؤثر در فرهنگ جدید صرفاً دانستن اینکه به چه صورت و چگونه رفتار کنیم (جنبه شناختی) و محرکی جهت تلاش برای عمل‌ (جنبه انگیزشی) نیست، بلکه داشتن پاسخ‌های مناسب در مجموعه رفتاری[2] فرد ضروری است. در صورتی که فرد این توانایی را نداشته باشد بایستی این قابلیت را در خود پرورش دهد. بروز خود[3] بویژه در رفتارهای اجتماعی بسیار مهم است. زیرا رفتاری که در فرآیند تعامـلات اجتماعی اعمال می‌شود مقدمتاً بوسیله نیاز به مدیـریت عقیده و احسـاس [4]و بـروز خـود بر انگیخته می‌شود (گافمن، 1967).

مدل سازی نقش به هوش فرهنگی رفتاری بسیار کمک می‌کند که در قالب ایفای نقش در برخی برنامه‌های آموزشی ارائه شود. شخصی که هوش فرهنگی بالایی دارد می‌تواند تعامل مؤثری در هر زمینه فرهنگی معین برقرار کند. هزارها نشانه [5]از طریق مشاهده دیگران و بررسی نشانه‌ها در هنگام تعامل با آنها حاصل می‌شود. شخصی که هوش فرهنگی بالایی دارد این اشاره‌ها را یکپارچه می‌کند و از آنها تقلید کرده و رفتار می‌کند. فردی که هوش فر هنگی بالایی دارد یک مقلد زیرک است که درحد متوسط و مناسب تقلید می‌کند. تقلید بیش از حد ممکن است اشتباهاً به صورت استهزاء دیگری تعبیر و تفسیر شود.

 

[1]– Self-efficacy

[2]-Repertoire

[3] -Self-presentation

[4] – Impression management

[5]– Cues

دانلود پایان نامه