نظارت هیات مدیره /پایان نامه تاثیر ساختار هیئت مدیره و کیفیت حسابرسی بر سیاست های نقدینگی

دانلود پایان نامه

نظارت هیات مدیره

هیات مدیره در درجه اول با هدف افزایش ارزش سهامداران عمل می کند. از مسائل مربوط به هیات مدیره، ترکیب هیات مدیره و پاداش مدیران می باشد. از مشخصات ترکیب اعضاء هیات مدیره، اندازه و ساختار آن یعنی تعداد مدیران عضو هیات مدیره، نسبت مدیران غیرمؤظف و اینکه آیا پست رئیس هیات مدیره و مدیرعامل در اختیار یک نفر قرار دارد، می باشد. تحقیقات انجام شده در مورد پاداش مدیران، بیشتر پیرامون مدیرانی است که به خاطر همسو کردن منافع خود با سهامداران مورد تشویق قرار می گیرند(شین پینگ[1]، 2011).

سهامداران سرمایه شرکت را فراهم می کنند و انتظار دریافت بازده سرمایه گذاری بیشتری دارند. در عین حال سهامدارن به عنوان مدعیان باقیمانده که قسمتی از سود را بعد از پرداخت به دارندگان اوراق قرضه دریافت می کنند، مورد توجه قرار می گیرند. سهامداران ادعای باقیمانده را در عوض داشتن حق کنترل، توانایی برای نظارت و انتخاب مدیر پذیرفته اند. به دلیل ماهیت پراکندگی مالکیت سهم، سهامداران، مدیران هیات مدیره را برای نظارت انتخاب می کنند. همچنین سهامداران در خصوص موارد با اهمیت شرکت نظیر تلفیق و ترکیب، حق رأی دارند و وظیفه مدیران هیات مدیره این است که از منافع سهامداران مراقبت کنند. نظارت بوسیله مدیران هیات مدیره به تنهایی موجب ایجاد مشکل نمایندگی می شود(مارک و لی[2]، 2001).

مارک و همکاران[3](1988)، ادعا کردند که ساختار هیات مدیره می تواند یک عامل تعیین کننده در مورد مؤثر بودن آن باشد. مدیران شرکت را به دو دسته طبقه بندی کرد، مدیران داخلی که از کارمندان درون شرکت و مدیران غیرمؤظف که از بیرون شرکت می باشند(مارک و همکاران، 1988).

دالتون و همکاران[4](2005)، هیات مدیره را به عنوان رویه غالب بازار توصیف کرد. مطابق با نظر وی، وجود مدیران داخلی در هیات مدیره ممکن است ارزش شرکت را افزایش دهد؛ زیرا آنها بیشتر از وضعیت شرکت مطلع هستند و برای بالا بردن موقعیت خود در شرکت رقابت می کنند. از طرفی، او تأکید کرد مدیران داخلی ممکن است با تبابی، هیات مدیره را ناکارآمد کنند. بنابراین، او از وجود مدیران غیرمؤظف در شرکت حمایت کرد. همچنین تصدیق کردند که شهرت مدیران غیرمؤظف به عملکرد آنها در شرکت بستگی دارد؛ در نتیجه آنها علاقمندند تا عملکرد شرکت خوب باشد(دالتون و همکاران، 2005).

(یرماک[5]، 1996)، هیات مدیره را به عنوان یک گروه از کارشناسان در نظر گرفتند و اظهار داشتند که مدیران داخلی نقش مهمی در آوردن اطلاعات به هیات مدیره بازی می کنند. آنها تأکید کردند که وجود مدیران غیرمؤظف برای تصمیم گیری در موارد خاص از جمله پاداش مدیران اجرایی دارای اهمیت است. مدیران مسئولیت حفاظت از منافع سهامداران را دارند. سهامداران می توانند مدیران را زمانی که احساس می کنند وظیفه خود را به درستی انجام نمی دهند، تحت تعقیب قانونی قرار دهند. ترس از اقدام قانونی ممکن است در مدیران ایجاد انگیزه کند(یرماک، 1996).

در برخی از نظریه ها چندین ابزار برای کاهش مشکل نمایندگی معرفی شده است که در مطالعات تجربی مورد آزمون قرار گرفته اند. یکی از این ابزارها مدیران شاغل در هیات مدیره می باشد. هیات مدیره یک عنصر مهم در نظام راهبری شرکت است. هدف اصلی نظام راهبری شرکت، دادن اطمینان به سهامداران در مورد این است که مدیریت ارزش سرمایه گذاری آنها را افزایش می دهد. با ظهور رسوایی های اخیر مالی در آمریکا(انرون، ورلدکام، آرتور و …)، اعضاء هیات مدیره از راههای گوناگون از جمله قانونی، بازار برای کنترل شرکت مورد فشار قرار گرفتند(حساس یگانه، 1384).

پژوهشگران نظریه های مختلفی را برای تشریح رابطه بین ویژگیهای هیات مدیره و عملکرد شرکت آزمون کردند. آنها همچنین تلاش کرده اند تا تعیین کنند، کدام عوامل منجر به تحویل ساختار هیات مدیره می شود و آیا یک هیات مدیره کارا وجود دارد. نظریه های آزمون شده اغلب منجر به پیشنهادات متضاد و متفاوتی شده است که دستیابی به یک توافق کلی روی ساختار هیات مدیره را مشکل کرده است(حساس یگانه، 1384).

اولین بار آدام اسمیت[6](1776)، هیات مدیره را به عنوان مدیران یک شرکت معرفی کرد که در عین حال، به پول مردم بیشتر از مالکیت خود اهمیت می دهند.

وانگ و همکاران[7](2009)، اظهار داشتند که مدیران ممکن است زمانی که مالکان، کنترل کاملی روی شرکت ندارند، از زیر کار شانه خالی کنند. همچنین، با وجود عدم تقارن اطلاعاتی، ممکن است برای افزایش مطلوبیت خود به تصمیم گیری بپردازند که این تصمیم ها در جهت افزایش ثروت سهامداران نمی باشد. مدیران شاغل در هیات مدیره به عنوان یک ابزار درونی برای رفع مشکلات نمایندگی بکار می پردازند. بنابراین، یکی از عملکردهای مهم آنها، نظارت بر سایر مدیران و جایگزین کردن آنها(در صورت لزوم) می باشد. وانگ و همکاران(2009)، نقش هیأت مدیره را به عنوان یک سیستم اطلاعاتی تعریف کردند که ذینفعان در یک شرکت بزرگ می توانند از آن برای نظارت بر فرصت طلبی مدیران اجرایی استفاده کنند(وانگ و همکاران، 2009).

ادبیات به این موضوع اشاره دارد که اعضای هیات مدیره به عنوان یک اصل مهم برای کاهش مشکل نمایندگی عمل می کنند. در بخش مدیریتی اغلب تقلب و رسوایی های مالی وجود دارد. این مشکل در برخی موارد به شکست نظام راهبری شرکت و یا به طور خاص به هیات مدیره نسبت داده شده است. در نتیجه، وجود هیات مدیره اختلاس، تخطی از قانون و سایر رفتارهای منفی را کاهش می دهد، یعنی به عنوان یک عنصر مؤثر عمل می کند. بنابراین هیات مدیره کارا به عنوان یکی از عوامل بهبود عملکرد تلقی می شود. هیات مدیره در مقابل سهامداران، بستانکاران و سایر اعضای سازمان پاسخگو می باشند(مارک و همکاران، 1988).

هیات مدیره سه نقش اساسی دارد(مارک و همکاران، 1988):

ü اول، نقش وابسته به شرکت است. به عبارت دیگر، هیات مدیره رابطه بین شرکت و محیط بیرونی ایجاد، و از منابع مراقبت می کند.

ü دوم، هیات مدیره یک ابزار درونی است و نقش نظارتی و نظم دادن و جلوگیری از اتخاذ تصمیم های مدیریتی ناکارآمد را ایفا می کند.

ü سوم، نقش هیات مدیره در تصمیم سازی راهبری است.

[1] Shin – Ping

[2] Mark & Lee

[3] Schleifer & Vishny

[4] Dalton et al

[5] Yermack

[6] Smith

[7] Wang  et al

دانلود پایان نامه