نظریه های انگیزشی؛پایان نامه در مورد بیمه

دانلود پایان نامه

 

16 نظریه های انگیزشی

سومین رویکرد کلی در روانشناسی اجتماعی، یعنی رویکرد انگیزشی، بر عوامل انگیزشی که رفتار انسان را هدایت می کنند، تمرکز دارد. دیدگاه فرویدی یا روانکاوانه درباره ی ماهیت انسان این است که رفتار از درون و به وسیله ی سایق ها، تکانش ها یا نیازهای نیرومند درونی برانگیخته می شود. از این رو، نظریه پردازان روانکاو تلاش دارند تا نیروهای درونی ـ و گاهی ناخودآگاه ـ را که انرژی دهنده به رفتار و هدایت کننده ی آن هستند، بشناسند. یک رویکرد کاملاً متفاوت برای درک انگیزه ها از کارهای اقتصاددانان و کسان دیگری که مردم را به صورت افرادی که از میان شقوق مختلف، بر مبنای سود و زیان مربوط به هر شق، انتخاب هایی عقلایی انجام می دهند، می بیند. در روانشناسی اجتماعی، ما می توانیم سه نظریه ی انگیزشی ارضای نیاز، تصمیم گیری عقلایی، و تبادل اجتماعی را مشخص کنیم (کریمی،1380، ص 42).

2-18-1 ارضای نیاز

رویکرد انگیزشی بر ارضای نیازهای مهم انسان تأکید می ورزد. این نظریه فرد را دارای نیازها و انگیزه های خاص می داند که رفتارهای او در جهت ارضای آن نیازهاست. به عنوان مثال، در نظر بگیرید چگونه ما ممکن است مشخص کنیم که یک مرد خاص، چه نوع زنی را برای ازدواج می پسندد. ممکن است او فردی باشد با نیاز فراوانی برای شکل دادن به عزت نفس خود، و همچنین یک نیاز قوی به داشتن صلح و آرامش در زندگی خود. یک زن ممکن است به طور مداوم با گفتن اینکه او چقدر باهوش و خوش تیپ است، عزت نفس او را تعالی بخشد. زن دیگر ممکن است دائم از او بخواهد که مهمانی بدهد. طبق نظریه ی ارضای نیاز، برای اینکه پیش بینی کنیم که او کدام یک از این دو زن را برخواهد گزید، باید به نیازهایی که او دارد (نیاز به عزت نفس و آرامش)، و به ارضای نیازی که به وسیله ی دو زن مذکور عرضه می شود (تعالی دهنده ی عزت نفس یا مخرب صلح و آرامش)، نگاه کنیم. به همین ترتیب، ما می توانیم اعمال احمد را بر حسب میزان زیادی از ناکامی ها و خشمی که در او انباشته شده است، توجیه کنیم. تیراندازی او به سوی پلیس به عنوان طریقی برای ارضای نیاز ابراز این خشم، قابل درک خواهد بود.

2-18-2 تصمیم گیری عقلایی

دیدگاهی مخالف دیدگاه پیشین مبتنی بر این فرض است که مردم تصمیم گیرنده هایی منطقی و عقلایی هستند. آنها سود و زیان احتمالی هر عملی را محاسبه می کنند و بهترین برخورد را با استفاده از عقل و منطق خود بر می گزینند؛ یعنی، شقوقی را انتخاب می کنند که برای آنان متضمن بیشترین سود و کمترین زیان باشد. در چهارچوب این رویکرد چندین نظریه شکل گرفته است که از آن میان شاید بتوان نظریه ی انتظار ـ ارزش را که به وسیله ی ادواردز (1954) ارائه شده است، شاخص ترین آنها دانست. این نظریه اظهار می دارد که تصمیم ها بر مبنای دو عامل انجام می گیرند:

  1. ارزش بازده های تصمیم های مختلف احتمالی.
  2. احتمال حصول هر بازده بر اثر گرفتن یک تصمیم احتمالی

فرض کنید که از دو اتومبیل قصد انتخاب یکی از آنها را دارید، یکی اتومبیل اسپرت، تندرو و شیک و دیگری اتومبیل محکم، جادار و خانوادگی. در مقایسه ی این دو اتومبیل تقریباً یقین دارید (انتظار بالا) که اتومبیل اسپرت در رانندگی سرعت و لذت بیشتری به شما خواهد داد (ارزش مثبت بالا). اما احتمالاتی هم وجود دارد (انتظار پایین) که هزینه ی تعمیرات و لوازم یدکی اتومبیل اسپرت برای شما سنگین باشد. از طرف دیگر چون یکی از دوستان بسیار نزدیک شما دارای یک تعمیرگاه اتومبیل های اسپرت است، احساس شما این است که مقداری از مخارج تعمیرات شما کم خواهد شد (ارزش منفی پایین). در نتیجه یک ارزش مثبت بالا بر ارزش منفی پایین غلبه خواهد کرد و به احتمال زیاد اتومبیل اسپرت را خواهید خرید. این مدل های منطقی پیش بینی های روشنی در مورد اینکه تصمیم ها چگونه باید گرفته شوند، ارائه می کنند. بنابراین، مدل های هنجاری مفید هستند. همین طور اقتصاددانان از این مدل ها برای پیش بینی انتخاب های انجام شده به وسیله ی افراد، کارخانه ها و حکومت ها استفاده می کنند. اما روانشناسان اجتماعی، چنانکه خواهیم دید بیشتر گریز از عقلایی بودن در انسان را مورد تأکید قرار می دهند تا توسل به عقلایی بودن را.

با در نظر گرفتن وضعیت احمد، فرض کنیم که او سه انتخاب داشته باشد: فرار، تسلیم یا تیراندازی. انتظار او در صورت فرار این است که مورد تعقیب و احتمالاً اصابت گلوله قرار خواهد گرفت، که متضمن زیان فراوانی برای اوست. اگر تسلیم شود، قطعاً به زندان خواهد افتاد، یک زیان مهم دیگر. اما ممکن است او فکر کرده باشد که با تیراندازی به سوی پلیس احتمال فرار، و بردن فرش ها را پیدا خواهد کرد. بنابراین، تصمیم آخر را اجرا کرده است.

2-18-3 تبادل اجتماعی

وقتی دو نفر با هم در تعامل هستند، مبادله ی پاداش یا تنبیه بین آنها انجام می گیرد. در بعضی موارد، ممکن است این کار کاملاً عمدی باشد، مثلاً، در خوابگاه ممکن است شما به هم اتاقی خود در درس زبان خارجه کمک کنید و در مقابل از او در درس آمار کمک بگیرید. یا در یک مجادله ی لفظی احتمالی با یک هم اتاقی، ممکن است ناسزا و توهین رد و بدل کنید. اما بسیاری اوقات، بدون توجه و آگاهی به تبادل پاداش (دادن اطلاعات، لبخند تأیید آمیز، تعریف یک خاطره، احساس مورد محبت بودن و نظایر آنها) یا به تبادل عوامل ناخوشایند (دلخوری، عدم تأیید، احساس سوءتفاهم، اتلاف وقت و نظایر آنها) می پردازیم. نظریه ی تبادل اجتماعی، تعامل میان فردی را بر مبنای سود و زیان آن برای هر شیوه ی احتمالی تعامل تحلیل می کند.

به عنوان مثال، تعامل بین احمد و افسر پلیس ممکن است به عنوان یک تعامل خصمانه تعبیر شود؛ زیرا علایق متعارض آن دو چنین رابطه ای را اقتضا می کند. احمد از فرار کردن سود می برد، افسر پلیس از توقیف کردن او. اما برعکس، نظریه ی تبادل اجتماعی در تحلیل رابطه ی میان یک پرستار و یک بیمار ممکن است بر سودی که بیمار با همکاری کردن با پرستار می برد (بیمار داروها را به درستی و به موقع دریافت و به بهبود خود کمک می کند) و سودی که پرستار از رفتار دوستانه با بیمار می برد )بیمار با او همکاری می کند و او به عنوان یک پرستار وظیفه شناس شهرت و اعتباری پیدا می کند)، تأکید بورزد. در این مورد، علایق هر دو طرف در داد و ستدی که در آنها دو طرف علی رغم علایق متفاوت خود باید به یک توافق مشترک دست یابند، مفید است. این نظریه از سوی بعضی از محققان بسط داده شده و برای تحلیل روابط نزدیک بین دوستان و زوج ها نیز به کار رفته است.

2-18-4 ویژگی های متمایزکننده

رویکردهای انگیزشی تأکید می کنند که مردم بر مبنای آنچه با انجام یک رفتار به دست می آورند یا از دست می دهند، دست به عمل می زنند. بعضی اوقات تحلیلی از سود و زیان حاصله در هر موقعیت انجام می گیرد تا بر تعارضی که فرد برای انتخاب از میان دو رفتار با آن روبرو می شود، غلبه کند. در این زمینه فرد مورد بحث در نظر می گیرد که آیا پیامدهای هر یک از رفتارها مثبت اند یا منفی، و به چه میزان مثبت یا منفی هستند. به عنوان مثال، اگر از سوی دو نفر که به هر دو علاقه دارید و از مصاحبت آنها لذت می برید، همزمان به شام دعوت شده باشید، در اینجا با یک تعارض گرایشی ـ گرایشی روبرو هستید. اما اگر شخص با دو شق منفی روبرو باشد، مثلاً بر اثر ارتکاب یک عمل خلاف بین پرداخت جریمه یا رفتن به زندان مجبور به انتخاب باشد، با تعارض اجتنابی ـ اجتنابی روبروست. همین طور اگر بین ناراحتی پرداخت پول زیادی برای پر کردن دندان یا به حال خود گذاشتن آن تا خراب شود، بخواهید یکی را انتخاب کنید با تعارض اجتنابی ـ اجتنابی روبرو هستید. اما وقتی یک رفتار دارای هر دو جنبه ی مثبت و منفی باشد، می گویند: یک تعارض گرایشی ـ اجتنابی پیش آمده است. به عنوان مثال، مراقبت از یک بیمار کاری است خوشایند، اما خطر ابتلای به بیماری را همراه دارد. بنابراین، کسی که بین مراقبت و عدم مراقبت باید انتخاب کند، با یک تعارض گرایشی ـ اجتنابی روبروست.

نظریه های انگیزشی بین خود از لحاظ تصوری که از ماهیت انسان دارند، متفاوت هستند. در یک طرف، نظریه ی ارضای نیاز تصویری تکانشی از انسان که عمدتاً از سوی نیروهای درونی هدایت می شود ارائه می کند و در انتهای دیگر، مدل انتخاب عقلایی، فرد را انتخابگری محاسبه گر و تقریباً علمی تصور می کند و در حد وسط مدلی که ترکیبی از این دو نظریه است، قرار دارد. اما هر سه نظریه بر نیروهایی که رفتار را بر می انگیزند و شخص را به انتخاب یک رفتار وادار می کنند، تأکید دارند. این رویکردها به دو طریق مهم از رویکردهای یادگیری متفاوت اند: نخست، نظریه های انگیزشی با مزایا و معایب نسبی پاسخ های احتمالی به موقعیت کنونی سروکار دارند نه با عادت های آموخته شده از گذشته ها. بنابراین، فرض بر این است که علت رفتارها، در موقعیت بلاواسطه ی فرد قرار دارند. دوم، مانند رویکردهای شناختی، تحلیل های انگیزشی بسیار به حالت های درونی و نه فقط به محیط بیرونی، متکی هستند. درک ما از یک موقعیت، احساسات مثبت و منفی ما درباره ی آن، انتظارات ما درباره ی پیامدهای اعمال مختلف، امیدها و ترس های ما، همگی در دیدگاه انگیزشی مورد توجه و تأکیدند (کریمی،1380، ص45).

 

دانلود پایان نامه