مقاله – اثربخشی مشاوره ی شغلی به شیوه ی نظریه ی یادگیری موضع تصادفی …

من از مادرم بخواهم که به من داستان این که چگونه در کار فعلی اش مشغول به کار شد را بگوید.
در طول یک روز من همه ی آن چیزی را که در کارم انجام می دهم را ثبت خواهم کرد، و خوشنودی ام را از هر کاری رتبه بندی می کنم.
من تماسی با کار فرمای بالقوه گرفته و یک درخواست وقت ملاقات از او می گیرم.
هنگامی که هر جلسه ی مشاوره به پایان می رسد. مراجع باید چارچوب بندی کند و قول دهد که حداقل یک اقدام مرتبط با زندگی اش قبل از جلسه بعدی انجام دهد (کرامبولتز، ۲۰۰۹).
گزاره ی آخر از نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده (HLT)، بیان می کند که نیاز به ارزیابی هنوز بیشتر بر رفتار مراجع متمرکز است. موفقیت مشاوره با چیزی که در دنیای واقعی خارج از مشاوره انجام می شود، ارزیابی می شود بنابراین پژوهش برروی نتایج مشاوره باید فراتر از اجرای تعامل مشاور و مراجع یا خواستن از مراجع که برگه ای را با مداد تکمیل کند برود. اگرچه اندازه های استاندارد از نتایج مشاوره از قبیل خودکارآمدی و فعالیت هدفمند، می توانند نقشی را بازی کنند اما رفتار واقعی مراجع در دنیای واقعی ملاک نهایی است. ثبت واقعی نتایج مراجع به خوبی نیازهایش را مورد کاوش قرار می دهد. مقرون به صرفه ترین روش جمع آوری نتایج ممکن است به سادگی شامل خواستن از مراجع که تشریح کوتاهی از ماجراهایشان در دنیای خارج به مشاوران شان ایمیل کنند. روش های استادانه تر شامل خواستن از مراجعان برای استفاده ازگوشی های هوشمند است تا رویدادهای نوشته شده یا ضبط صوتی شده ی فعالیت ها و نتایج این فعالیت ها در بین جلسات مشاوره را حفظ کند و این ثبت وقایع را برای یک دوره ی چند ماهه پس از اتمام ادامه دهد (کرامبولتز، فولی و کاتر، ۲۰۱۳). مراجعان همیشه به وعده هایشان عمل نمی کنند. اما مشاور هرگز نباید مراجع را سرزنش کند. اگر عمل وعده داده شده انجام نشد، پس از آن مشاور باید فرض کندکه باید یک دلیل خوبی داشته باشد. شاید اقدام به اندازه ی کافی، با نگرانی های واقعی مراجع مربوط نباشد. اگر چنین است، برخی از باز اندیشی ها به این منظور اولویت دارند شاید وقایع یا رویدادهای خارجی برای مثال سیل ها، تصادف های خودرو، بیماری ها با انجام عمل وعده داده شده تداخل کرده باشد. اگر چنین است یک محدودیت زمانی جدیدی را می توان برای آینده تعیین کرد. این تاکید بر عمل،تکلیف نیست.تکلیف در مدارس معمولا توسط یک معلم با یک ضرب العجل تعیین شده از سوی معلم و با معیارهای تعیین کننده موفقیت از سوی معلم، داده می شود. مراحل اقدام در مشاوره بر بحث همکاری ای که مراجع در نهایت تصمیم گیرنده است بنا نهاده شده است. تکلیف چیزی است که مراجع فکر می کند گام مفیدی به سوی یک زندگی رضایت بخش تر بر می دارد. ضرب العجل عبارتست از انجام توسط مراجع پس از در نظر گرفتن وظایف و تعهدات دیگر و لذت های پیش بینی شده در آینده ای نزدیک. موفقیت در عمل، توسط مراجع با محتوایی که برخی یادگیری های قابل ارزش را فراهم می کند، ارزیابی می شود. مراجع می تواند موافق یا مخالف درخواست مشاور برای فرستادن ایمیل باشد. بیشتر مراجعان از شکستن وعده خود متنفرند و از ایمیل وعده داده شده به عنوان یک محرک اضافی برای غلبه بر تعلل، استفاده می کنند (کرامبولتز، ۲۰۰۹).
از چشم انداز نظری کرامبولتز، فرایند تعاملی متداوم تجارب یادگیری و عوامل دیگر، چهار نوع نتیجه ایجاد می شود: تعمیم های خویشتن نگری[۲۷۱]، تعمیم های جهان بینی[۲۷۲]، مهارت های مواجهه با تکلیف[۲۷۳] و اقدامات یا گام هایی برای پیشرفت درکار[۲۷۴]. برای پرداختن به نگرانی های تصمیم گیری شغلی، کرامبولتز پیشنهاد می کند که مشاوران شغلی می توانند به مراجعان در دستیابی به تعمیم های خویشتن نگری و تعمیم های جهان بینی و دقیق تر (مانند آگاهی از خود و جهان کار)، در یادگیری مهارت های مواجهه با تکلیف و اقدامات سازنده برای پیاده سازی انتخاب و تصمیم های شغلی کمک کنند.
علاوه بر این، کرامبولتز تاکید می کند که مشاوران شغلی می توانند به مراجعان کمک کنند تا:

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

  1. علایق و قابلیت هایشان را گسترش دهند و گزینه های جدید شغلی را بررسی کنند.
  2. آماده شدن برای یک جهان کار همیشه در حال تغییر از طریق یادگیری مهارت های جدید و توسعه ی استراتژی های مقابله ی مؤثر.
  3. توانمند شدن برای اقدام به پیاده سازی تصمیمات شغلی و همکاری مداوم در فرایند سازگاری
  4. رسیدگی به طیفی از نگرانی های شغلی فراتر از شناسایی یک انتخاب شغلی، همچون اعضای خانواده، واکنش نسبت به انتخاب های شغلی، فرسودگی شغلی، روابط با همکاران و بیکاری (جکسون و وردینو، ۲۰۱۲).

۶-۲-۲ کاربردهای عملی نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده( HLT)

نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده(HLT)، شامل مفاهیمی برای فعالیت های مؤثری است که مشاوران می توانند برای کمک به مراجعان به کار گیرند. در گذاره های اصلی نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده (HLT)، که قبلا اشاره شد، فرایند مشاوره همواره شامل پنج مؤلفه زیر است:
۱) جهت گیری انتظارات مراجع: این جهت گیری ممکن است، یا در آغاز مشاوره یا در زمانی که هر موضوعی رخ دهد اتفاق افتد.
هدف: آماده کردن مراجعان برای یک فرایند مشاوره در وقایع برنامه ریزی نشده که یک مؤلفه ی طبیعی و لازم می باشد. اظهارات جهت گیری اجتماعی می تواند شامل موارد زیر باشد. اضطراب درباره برنامه ریزی آینده طبیعی است و می تواند با یک حس ماجراجویی جایگزین شود .
هدف مشاوره عبارت است، کمک به افراد در ایجاد یک زندگی رضایت بخش تر برای خودشان.
یک زندگی رضایت بخش شامل بسیاری از مؤلفه هاست:کار، خانواده، روابط، مشغولیات، مشارکت اجتماعی، ورزش، تغذیه، معنا، وابستگی، سرگرمی، موسیقی، هنر.
مسیر شغلی یک فرایند یادگیری مادام العمری است که نیاز است تا افراد تصمیم گیری های بیشماری در پاسخ به رویدادهای غیر منتظره بگیرند.
هیچ کس نمی تواند آینده ی شغلی فرد دیگری را که از بسیاری از وقایع برنامه ریزی نشده تاثیر می پذیرد را پیش بینی کند.
وظیفه ی مشاوران عبارت است از تسهیل یادگیری مراجعان برای ایجاد و بهره مندی از رویدادهای برنامه ریزی نشده ی آینده به عنوان مرحله ای از یک زمان.
نام گذاری شغل آینده تنها نقطه شروعی برای کشف فرصت های شغلی است ( کرامبولتز، ۲۰۰۹).
مراجع و مشاور باید به طور مداوم نسبت به تکنیک های جدید و تولیدات و خدمات جدید آگاه باشند و در انطباق کار با بهره بردن از پیشرفت های جدید خلاق باشند. به روز کردن مداوم برنامه های تحصیلی، بسیار سالم و ضروری می باشد. کارکنان باید بدانند که یادگیری مداوم، قسمتی از زندگی کاری است. همچنین کارکنان با مهارت های جدید، بهتر می توانند برای بهره بردن از فرصت های پیش بینی نشده آماده باشند. آموزش ممکن است از طریق روشهای گوناگونی صورت گیرد. آموزش می تواند در شغل، اینترنت، از طریق کتابها و مجلات، تلویزیون و گفتگو با دوستان اتفاق بیفتد. منظور از یادگیری مداوم محدود کردن افراد به حضور در مؤسسه های آموزشی نیست ( کرامبولتز، ۱۹۹۸؛ به نقل از دین دوست،۱۳۸۷).
۲ ) شناسایی نگرانی های مراجع به عنوان نقطه ی شروع :
مشاوره ی شغلی هنوز در سطح پایه اش، یک فرایند مشاوره ای است؛ بنابراین، به عنوان مهارت های خرد پایه ای مشاوره این برای مشاور مهم است تا گفتگوی ادراکی ای از نگرانی های مراجع از طریق انعکاس انجام دهد (کرامبولتز، فولی و کاتر، ۲۰۱۳).
هدف: کمک به شناسایی مراجع است که زندگی رضایت بخش تری بسازد .
اقدامات مشاور شامل نمونه هایی از مواردی است که در دنباله می آید:
بیان:«به من بگویید در ذهنتان چه می گذرد ؟ »
گوش دادن به صورت فعال: اطمینان ایجاد کنید که مراجعان بدانند که شما شرایط و احساساتشان را درک می کنید .
پرسیدن: «آیا می توانید فعالیت هایتان را در زندگیتان موقعی که احساس پر انرژی بودن می کنید توصیف کنید؟»
چه اتفاقی افتاد که شما این فعالیت های انرژی زا را کشف کردید؟( کرامبولتز، ۲۰۰۹)
مشاوران شغلی نباید خود را فقط برای کمک به افراد در اظهار مسیر شغلی محدود کنند. بلکه لازم است آنها مشکلات بین فردی افراد را نیز همزمان حل کنند. وظیفه مشاوران شغلی هر زمان مشکل تر و ضروری تر می شود. وظیفه آنها فقط ایجاد تناسب بین شغل و فرد نیست، افراد مشکلات پیچیده ای دارند که شامل مشکلات شخصی، عاطفی و خانوادگی می باشد. لازم است که مشاوران شغلی دیدگاه خود را گسترش دهند. کالین[۲۷۵] (۱۹۹۷)،اشاره کرده است که فعالیت های شغلی در زمینه ی پیچیده ای از مفاهیم، فرضیه ها، نظریه ها، فرهنگ ها و محیط هایی که به ندرت تشخیص داده می شود، رخ می دهد. پیشنهادات آرنولد[۲۷۶] (۱۹۹۷) برخی از دلالت های ضمنی این پیچیدگی را برای مشاوران بیان کرده است. وی معتقد است که مشاوران باید با تناقض ها و چشم اندازهای فرهنگی متفاوت و تحمل ابهام مواجه شوند. با وجود تغییرات سریع در محیط های کاری، استرس کارگران، کارفرمایان و خانواده های آنها روبه افزایش است. مواجهه با این استرس ها و کمک به افراد برای سازگاری، فعالیتی است که از مشاوران شغلی انتظار می رود ( کرامبولتز، ۱۹۹۸؛ به نقل از دین دوست،۱۳۸۷).
۳) استفاده از تجارب گذشته ی موفق مراجع با رویدادهای برنامه ریزی نشده به عنوان پایه ای برای فعالیت های جاری.
هدف: نیرومند ساختن مراجعان تا اینکه موفقیت های گذشته ی شان شامل درس گرفتن ها را برای فعالیت های حاضر ببینند. مشاوران ممکن است از مراجعان بخواهند تا داستانی درباره برخی رویدادهای برنامه ریزی نشده ای که زندگی یا کارشان را تحت تاثیر قرار داده است بگویند و سپس پاسخ هایی برای سؤال هایی مانند موارد زیر بیرون بکشند :