دسته بندی علمی – پژوهشی : اثربخشی مشاوره ی شغلی به شیوه ی نظریه ی یادگیری موضع تصادفی …

۸-۲-۲ نتیجه گیری

رکود اقتصادی پدیده ای فراتر از قابلیت هر مشاور یا مراجعی برای اصلاح است. با این حال، مشاوران می توانند به مراجعان در انطباق با واقعیت به عنوان بهترین کاری که می توانند انجام دهند، کمک کنند. اقدامات در نظر گرفته شده ممکن است بسیار شدید باشند؛ به عنوان مثال جابه جا شدن به منطقه دور، یافتن کاری که به طور کامل از کاری که فرد آموزش دیده متفاوت است، ثبت نام در برنامه های آمورزشی جایگزین یا کاهش هزینه ها به حداقل مورد نیاز برای زنده ماندن. حمایت و تشویق مشاور به توجه به گزینه هایی از این دست بسیار با ارزش است در مواجهه با بلایای بیکاری، مجموع مشکلات به تنهایی برای مراجعان است. نیاز های اصلی در مراحل اولیه باید ارضا شوند تا زندگی در موقعیت فعلی لذت بخش باشد. هدف مشاور هنوز کمک به مراجعان به ایجاد رضایت مندی بیشتر از زندگی می باشد، اما نقطه شروع ممکن است خیلی قبل تر از دوره رکود باشد. حتی مشاوره ی شغلی اولیه نباید درباره ایجاد یک تصمیم شغلی برای یک حرفه ی مادام العمر باشد این بیشتردر مورد انتخاب شغلی بعدی است. در حالیکه توسعه ی سازگاری با رویدادهای در حال تغییر، انعطاف پذیری در مواجهه با موانع و یک نگرش اکتشافی مادام العمر، مطرح است. اصول اولیه ی نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده(HLT)، به خصوص به نظرمی رسد برای کار کردن با کسانی که تحت تاثیر تعدیل نیرو اند مناسب باشد. نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده(HLT)، همچنین بر غنی سازی ابعاد گوناگون هویت متمرکز است، و مخالف تمرکز صرف بر هویت کاری است و این دیدگاه تعدیل یافته، تاثیرات منفی از دست دادن کار را کاهش می دهد. علاوه برا ین نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده(HLT)، بیان می کند که تغییرات در مسیر شغلی، اجتناب ناپذیرند و قربانیان تعدیل نیرو را به باز سازی رویدادهای برنامه ریزی نشده در فرصت ها ترغیب می کند. مشاوران شغلی ممکن است مراجعان شان را کمک کنند تا به از دست دادن شغل، به عنوان فرصتی برای جستجوی کاری که آنها به آن پرشورترند یا با ارزش های شان تناسب بهتری دارد، نگاه کنند. سر انجام تمرکز نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده(HLT)، بر عمل به جای انفعال به طور مستقیم در خط با فشار بر قربانیان تعدیل نیرو است تا اعتماد به نفس بیشتری را در مدیریت مشاغل شان به جای توجه به وابستگی سازمانی که مسیر شغلی شان را مدیریت می کند، بدست آورد (کرامبولتز، فولی و کاتر، ۲۰۱۳).

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

ب) بازنگری پیشینه ی تجربی پژوهش

پژوهش های انجام شده پیرامون نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده(HLT ) در داخل کشور

دین دوست (۱۳۸۷) ، پژوهشی را پیرامون نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده(HLT)، انجام داده است. این پژوهش از نوع نیمه تجربی است که تعداد ۲۶ نفر به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جای گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که مشاوره ی مسیر شغلی به سبک نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده(HLT)، قابلیت های کارآفرینی دانشجویان را هم در مرحله پس آزمون(۰۰۲/۰p=)و هم در مرحله پیگیری (۰۰۹/۰p=) افزایش داده است .همچنین این رویکرد از میان پنج مهارتی که هر کدام در قالب یک فرضیه آورده شده بودند، فقط برکنجکاوی و خوش بینی دانشجویان هم در مرحله پس آزمون و هم پیگیری تاثیر گذار بوده است. اما بر پشتکار، انعطاف پذیری و ریسک پذیری دانشجویان مؤثر نبوده است.
لازم به ذکر است که این تاکنون تنها پژوهش داخلی ای است که پیرامون نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده(HLT)، انجام شده است.

پژوهش های انجام شده پیرامون نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده(HLT) در خارج از کشور

ویچگر (۲۰۱۱)، طی پژوهشی به بررسی و مطالعه ۱۵ بزرگسال پرداختند. آنها تغییرات شغلی مسیر شغلی بزرگسالانی رابررسی کردند تا بهتر بفهمند که چگونه رویدادهای برنامه ریزی نشده در تصمیم های شغلی اثر گذارند. آنها ۵ طبقه از رویدادهای برنامه ریزی نشده را در این پژوهش آوردند.
طبقه اول رویدادهای برنامه ریزی نشده مرتبط با خانواده
طبقه دوم رویدادهای برنامه ریزی نشده مرتبط با سلامتی
طبقه سوم ماهیت بین فردی رویدادهای برنامه ریزی نشده
طبقه چهارم رویدادهای برنامه ریزی نشده مرتبط با کار
طبقه پنجم رویدادهای برنامه ریزی نشده مرتبط با آموزش
نمونه این مورد پژوهشی ۱۵ نفر شرکت کننده که در برنامه های بهداشت پیوسته در کالج کارولینای شمالی ثبت نام کرده بودند را شامل می شد از این ۱۵ نفر ۱۴ نفر در برنامه های پرستاری و ۱ نفر در برنامه رادیولوژی ثبت نام کرده بودند. یافته های این مطالعه عبارتند از: تغییرات شغلی بزرگسالان، تجربه رویدادهای برنامه ریزی نشده ای که بر مسیر شغلی شان تاثیر گذار بود. رویدادهای برنامه ریزی نشده محوری یا غیر محوری در رابطه با تصمیم های شغلی و عوامل زمینه ای هم داخلی و هم خارجی بر تعاملات شرکت کنندگان با رویدادهای برنامه ریزی نشده در طول مسیرهای شغلی شان اثر گذار بود.
نمنف (۲۰۱۳)، طی پژوهشی که جامعه ی آماری این پژوهش، شامل کارکنان فعلی سازمان ها ی غیر دولتی یا افرادی که به دنبال اشتغال در بخش غیر دولتی بودند بود. یکی از سؤالهای پژوهش پیرامون تاثیر عوامل خارجی و یا حوادث غیر مترقبه بر مسیر شغلی افراد بود. نزدیک به سه چهارم از پاسخ دهندگان (۷۸/۷۴ درصد) از شرکت کنندگان بیان داشتند که یک رویداد غیر مترقبه بر انتخاب شغلی شان تاثیر گذار بود. حتی ۸۷ درصد از شرکت کنندگان گزارش کردند که این رویداد در جای مناسب در زمان مناسبی برای آنها جهت کار در بخش غیر دولتی اتفاق افتاد.
سلومون و اسلنی[۲۸۰](۱۹۸۱)، طی پژوهشی تاثیر ادراک شده از شانس و عوامل تصادف را بر روی انتخاب های شغلی کارکنان غیر حرفه ای بررسی کردند. نمونه شامل ۴۴۷ کارمند زن و ۴۷۰ کارمند مرد بود. قسمت اعظم مطالعه، عواملی را که بر انتخاب های کارمندان در شغل اولشان، شغل فعلی شان و رضایت بخشی بیشتر از کارشان تاثیر گذار بوده را فهرست بندی می کرد. همچنین از آنها خواسته شده بود تا تاریخچه کلی کارشان را در نظر گرفته و رویدادها، افراد یا تمایلات شخصی ای را که به تصمیم های شغلی شان تاثیر گذار بودند را ثبت کنند. بیشتر از نیمی از گروه نمونه اظهار داشتند که الف) بدست آوردن اطلاعات غیر منتظره درباره شغل ب) آشنا شدن با افراد غیر منتظره ای در زندگی خویش ج) رویدادهای غیر منتظره و غیر قابل پیش بینی دیگری در انتخاب شغل آنها تاثیر داشته است.
برایت، پرایور، ویلکنفلد و ارل[۲۸۱] (۲۰۰۵)، طی پژوهشی با عنوان نقش زمینه ی اجتماعی و رویدادهای غیر مترقبه در تصمیم گیری شغلی، به بررسی رویدادهای غیرمترقبه بر روی ۶۵۱ دانشجوی دانشگاه در تمامی سطوح انجام دادند. نتایج پژوهش نشان داد مشاوران باید بر بزرگ کردن تجارب شانسی مثبت مراجعان شان بیشتر تمرکز کنند و تجارب شانسی منفی را کوچک سازی کنند. به عنوان مثال اقدامات داوطلبانه، پیوستن به کلوب ها و ایجاد ارتباط عمومی با افراد دیگر احتمالا شانس های مراجعان را از تجارب برنامه ریزی نشده افزایش می دهد. همچنین نتایج این مطالعه از این استدلال حمایت می کند که عوامل زمینه ای(همچون خانواده، دوستان، معلمان، رسانه های جمعی و…) در انتخاب شغل مؤثرند.
برایت، پرایور و هرفم (۲۰۰۵)، طی پژوهشی به صورت همزمان، دو مطالعه را برای بررسی نقش رویدادهای شانسی در تصمیم گیری شغلی انجام دادند. دو مطالعه گزارش می کنند که رویدادهای شانسی در تصمیم گیری شغلی تاثیر گذارند. در مطالعه اول که برسی در مقیاس بزرگی از دانش آموزان دبیرستانی و دانشجویان دانشگاه (N=722)را شامل می شد، اثر گذاری رویدادهای شانسی بر تصمیم های شغلی ۱/۶۹ درصد گزارش شد. در مطالعه دوم نقش منبع کنترل با رویدادهای شانسی بررسی شد که نتایج نشان دادکه نقش منبع کنترل در حد متوسطی با رویدادهای شانسی گزارش شده مرتبط می باشد. افراد با منبع کنترل بیرونی بیشتر تمایل به گزارش رویدادهای شانسی دارند تا افراد با منبع کنترل درونی.
بتسورث و هنسن[۲۸۲] (۱۹۹۶)، طی پژوهشی وقایع غیر مترقبه ای را که بر رشد شغلی تاثیر دارند را از طریق گزارش افراد نمونه، بررسی و سپس طبقه بندی کردند. ۲۳۷ نفر از ۳۸۷ شرکت کننده، به پرسشنامه پاسخ دادند. در مطالعه ی آنها وقایع غیر مترقبه به عنوان رویدادهایی که پیش بینی نشده یا برنامه ریزی نشده اند ولی به طور معناداری در شغل آنها تاثیر دارد، تعریف شده بود. دو سوم از ۲۳۷ نفر شرکت کننده معتقد بود که شغل آنها به طور معنا داری متاثر از رویدادهای تصادفی بوده است. محققان ۱۱ دسته از رویدادهای غیر مترقبه را که شرکت کنندگان گزارش کرده بودند، شناسایی کردند که شامل ۱۳۲ رویداد بوده است، طبقه بندی ها و تعداد هرکدام از موضوعاتی به این صورت بوده است:
الف)رابطه شخصی و حرفه ای۲۳ n= ب)پیشرفت ها یا ترفیع های غیر منتظره۱۹ n=
پ) مکان مناسب زمان مناسب ۱۵n= ت) تاثیر ازدواج و خانواده۱۳ n=
ث) تشویق دیگران ۱۱ n= ج) تاثیر شغل قبلی /تجربه داوطلب شدن۱۱n=
چ) تجارب سربازی۹ n= ح) رسمی شدن۹ n=
خ) موانع در مسیر حرفه ای۹n= د) تاثیر رویدادهای تاریخی۸ n=
ذ) آشکارشدن غیرمنتظره یک حیطه از رغب
ت ها۵n=
«ارتباط های شخصی و حرفه ای»، «ترفیع های غیرمنتظره»، و «زمان مناسب و مکان مناسب »، مکررا توسط شرکت کنندگان ذکر شده بود.
هیرسچی (۲۰۱۰)، طی پژوهشی، نقش رویدادهای شانسی را در انتقال از مدرسه به کار را مورد بررسی قرار داده است. مطالعه نشان داد اکثریت شرکت کنندگان گزارش کردند که رویدادهای شانسی بر انتقال شان از مدرسه به کار تاثیر داشته است. تقریبا دو سوم از شرکت کنندگان اثرات شانس را دریافت کرده اند. همچنین نتایج نشان داد که اثرات و تقویت های غیر منتظره از ارتباطات حرفه ای یا شخصی برای جامعه ی نمونه مهم است. این مطالعه بر اهمیت فرهنگی نقش رویدادهای شانسی بر تصمیم گیری و توسعه ی شغلی صحه می گذارد. این مطالعه همچنین این بخش از نتیجه پژوهش را توسعه می دهد و می فهماند که یک تصدیق همزمان از هم رویدادهای شانسی و هم آماده سازی شغلی با دقت برای فهمیدن توسعه شغلی اساسی است.
مریل – سکس[۲۸۳] (۱۹۹۹)، طی پژوهشی با استفاده از رویکرد تصادفی و نظریه خود کارآمدی برنامه ای را با عنوان «آموزش آگاهی از وقایع پیش بینی نشده» نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده(HLT)، طراحی کرد. در این برنامه پنج مهارت کنجکاوی، پشتکار، خوش بینی، انعطاف پذیری، ریسک پذیری مطرح شده در رویکرد تصادفی به افراد آموزش داده شد. بدین منظور ۶۶ نفر به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند. در این پژوهش پرسشنامه ی باورهای شغلی کرامبولتز CBI قبل و بعد از مداخله توسط آزمودنی ها تکمیل شد. گروه آزمایش در یک سمینار یک روزه به مدت هشت ساعت تحت آموزش قرار گرفتند. در حالیکه گروه کنترل هیچ آموزش دریافت نکردند. پس از انجام مداخله در مورد گروه آزمایش یک جلسه پیگیری بعد از چهار هفته از طریق تلفن با آنها انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که این مداخله تاثیر معناداری برگروه آزمایش داشته است. ولی تنها حیطه ای که بیشترین افزایش را نشان داده است نمرات انعطاف پذیری اعضاء بوده در حالیکه در سایر حیطه ها تغییر به صورت جزئی بوده است (نقل از دین دوست،۱۳۸۷).
مک کی[۲۸۴]، برایت و پرایور(۲۰۰۵)، طی پژوهشی به مقایسه ی مشاوره ی شغلی بی ضابطه و مشاوره ی تطبیق- صفت پرداختند.مطالعه از سه مداخله ی بی قاعده، تطبیق صفت و کنترل و سه زمان پیش مشاوره ای «زمان اول»، بلافاصله بعد از مشاوره«زمان دوم» و یکماه بعد«زمان سوم» تشکیل شده بود. نمونه شامل ۶۰ شرکت کننده ی دانشجو(۴۸زن و ۱۲مرد) بود. شرکت کنندگان به صورت تصادفی در یک گروه مشاوره ای بی قاعده، یک گروه مشاوره ای تطبیق صفت، و یک گروه کنترل توزیع شده بود. نتایج نشان داد کاربرد رویکرد مشاوره ای بی قاعده که بیشتر بر مفاهیمی همچون تغییر، انطباق پذیری، اثرگذاری، نامعلوم ها و شانس تاکید داشت، مؤثرتر بود. و نتایج ازکاربرد این رویکرد به عنوان جایگزین معتبری به جای رویکردهای تطبیق- صفت دفاع کرد.
الون(۲۰۰۱)، طی پژوهشی به بررسی فرضیات پیشنهاد شده در نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده(HLT) پرداخت. در این مطالعه دو گروه نمونه (۱۲۶=n ) و (۸۲=n) از دانشگاه های مختلف انتخاب شدند. شرکت کنندگان مقیاس فرصت یابی حرفه ای که شامل پنج خرده مقیاس می باشد را پر کردند که هرکدام از خرده مقیاس های این آزمون یکی از مهارت های مطرح شده در رویکرد تصادفی را می سنجد. این پژوهش برای اثبات اینکه آیا این پنج مهارت با باز بودن ذهن ارتباط دارد، انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داد افرادی که دارای این مهارت ها می باشند، با ذهن بازی به استقبال رویدادهای تصادفی می روند و هنگام تصمیم گیری شغلی اضطراب کمتری دارند. علاوه براین افرادی که در مقیاس فرصت یابی حرفه ای نمره ی بالاتری می گیرند احتمال نشان دادن رفتارهای اکتشاف شغلی در آنها بیشتر است چرا که این افراد نسبت به رویدادهای تصادفی ذهن باز تری دارند.

خلاصه و جمع بندی فصل دوم

در این فصل به بررسی پیشینه ی نظری و پژوهشی نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده(HLT)و اشتیاق شغلی پرداخته شد. در بخش پیشینه ی نظری، تعاریف، ابعاد، ادبیات و تاریخچه ی و اشتیاق شغلی مورد بررسی قرار گرفت. در بخش پیشینه ی پژوهشی، پژوهشهای انجام شده درباره ی نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده (HLT) ، در ایران و خارج از کشور بیان شد. پژوهش هایی پیرامون نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده (HLT)، مهارت های ذکر شده در این رویکرد، تاثیر شانس، وقایع غیرمترقبه، تصادفات، نامعلوم ها و… بر رشد شغلی و تصمیم گیری حرفه ای، انجام شده است. با توجه به اینکه اشتیاق شغلی یکی از مفاهیم اساسی بهزیستی روانی محسوب می شود و به عنوان یک مفهوم ناب و منحصر به فرد در جایگاهی بالاتر از خوشنودی شغلی، تعهد شغلی قرار می گیرد که طی آن فرد شاغل از کاری که انجام می دهد لذت می برد و اغنا و الزام، خستگی و کاهش انرژی برای او جایگاهی ندارد، لازم است تا شیوه هایی جهت پرورش اشتیاق شغلی در افراد جستجو و پیاده سازی شود. براساس اصول نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده(HLT)، مشاوره ی شغلی به افراد در یادگیری مهارت ها، علایق، باورها، ارزش ها و عادات کاری مثبت کمک می کند. بنابراین آنها می توانند به طور مؤثری عمل کرده و از فرصت ها بهره مند شوند. با توجه به اینکه در بررسی پیشینه ی پژوهش، پژوهشی در خصوص تاثیر مشاوره شغلی بر اساس نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده(HLT )بر اشتیاق شغلی یافت نشد، از این رو در پژوهش حاضر به بررسی تاثیر مشاوره شغلی نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده(HLT)، بر اشتیاق شغلی دبیران پرداخته خواهد شد.

فصل سوم

روش شناسی پژوهش

روش شناسی این پژوهش آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه است. دیاگرام این پژوهش به صورت جدول۱-۳ می باشد:
جدول۱-۳ : دیاگرام روش شناسی پژوهش