مقاله علمی با منبع : اثربخشی مشاوره ی شغلی به شیوه ی نظریه ی یادگیری موضع تصادفی …

۰/۴۴۶

پس آزمون جذب

گواه

۱۴/۸۲

۰/۴۷۶

۵/۰۴۸

۰/۰۰۰

آزمایشی

۹/۷۸

۰/۴۷۶

لازم به ذکر است در مقادیر تفاوت میانگینها مشاهده می شود نمرات نیرومندی گروه آزمایش به طور میانگین(۳۵۴/۰) نمره بیشتر از گروه گواه است و نمرات جذب گروه آزمایش به طور میانگین(۰۸/۵) نمره بیشتر از گروه گواه می باشد.

فصل پنجم

بحث و نتیجه گیری

۱-۵ خلاصه ی پژوهش
هدف اصلی پژوهش حاضر تعیین تاثیر مشاوره ی شغلی به سبک نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده (HLT)، بر اشتیاق شغلی دبیران بود .جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه ی دبیران مقطع متوسطه ی سطح شهرستان شهرکرد بود که نمونه ای به تعداد ۴۰ نفر از آنها انتخاب شده و در دو گروه آزمایش (۲۰ نفر ) و گروه گواه (۲۰ نفر) قرار گرفتند . هر دو گروه طی دو مرحله (پیش آزمون ، پس آزمون) مورد ارزیابی قرار گرفتند . ابزار استفاده شده در این پژوهش، پرسشنامه ی اشتیاق شغلی می باشد .به منظور اجرای پژوهش ، گروه آزمایش طی هشت جلسه تحت مشاوره ی شغلی به سبک نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده (HLT)، قرار گرفت.
۲-۵ یافته های پژوهش
در ادامه هر کدام از فرضیه ها آورده شده و مورد بحث قرار خواهند گرفت.
فرضیه ی اولمشاوره ی شغلی به روش نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده ی (HLT) ، بر اشتیاق شغلی دبیران مؤثر است.
همانطور که یافته های پژوهش نشان می دهد، مشاوره ی شغلی به شیوه ی نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده (HLT)، بر اشتیاق شغلی دبیران مؤثر بوده است. حجم اثر بدست آمده ۴۷۸/۰ می باشد که حکایت از تاثیر قوی آموزش (متغیر مستقل)، برگروه آزمایش در مرحله پس آزمون و در سطح ۰۰۰/۰ P<می باشد . به عبارت دیگر می توان گفت که مشاوره ی شغلی به شیوه نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده (HLT)، باعث افزایش سطح اشتیاق شغلی دبیران شده است. این یافته ها با فرض های زیر بنایی نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده ی کرامبولتز همسو است . در این دیدگاه عقیده ی اساسی بر این است که شغل مشاور عبارت است از تسهیل یادگیری مهارت ها، علایق، باورها، ارزشها، عادات کاری و کیفیت های شخصی ای است که هر مراجعی را در ایجاد یک زندگی رضایت بخش در یک محیط همواره در حال تغییر توانمند می سازد. (میچل، لوین و کرامبولتز،۱۹۹۹).
بندورا و همکارانش (۲۰۰۲) ویژگی هایی از افراد خودکار آمد را بیان می کنند که بی ارتباط با مفروضه های بنیادی نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده ی (HLT)، و نیز تحقق یافتن اشتیاق شغلی در عمل نیست. او می گوید: استقامت در انجام تکالیف، سطح عملکرد بالا و متناسب با توانایی ها، جستجوی فعالانه ی موفقیت های جدید، چالشی انگاشتن مشکلات، برخورد مؤثر با رویدادها و شرایط، توانایی مساله گشایی و استفاده ی مناسب از تفکر تحلیلی، نترسیدن از شکست، انتخاب وظایف چالش برانگیزتر، انتخاب اهداف بالاتر، تعهد و پایداری در رسیدن به آنها و تسلط بر خود، زمانی که عقب نشینی لازم است، از ویژگی های افراد خود کارآمد است (بندورا، باربارانلی،کپرارا، پستورلی، ریجلیا،۲۰۰۲).
پژوهش حاضر همسو با نتایج پژوهش انجام شده توسط کیم، جانگ، جونگ، لی، پوایگ و لی[۲۸۶] (۲۰۱۴)، است که طی آن مشخص شد که مهارت های یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده بر اشتیاق شغلی تاثیرگذار بوده که اشتیاق شغلی به نوبه ی خود صراحت در تصمیم شغلی را از طریق اثربخشی در تصمیم شغلی تقویت می کند.
همچنین نتایج پژوهش حاضر با یافته های بدست آمده از پژوهش دین دوست (۱۳۸۷) که در بخش پیشینه ی تجری فصل دوم بدان اشاره شد، همسو است.
مگنوسون، ویلککسون و نورم[۲۸۷] (۲۰۰۳)، در پژوهش کیفی ای ،کاربرد نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده (HLT)، را در توسعه ی رهبری بررسی کردند که نشان می دهد که هم هدف گذاری ها و هم فرصت طلبی ها نقش های اساسی ای را در تحول رهبران مشاوره ی شغلی بازی می کنند.
یافته های چاین، فیسچر و بیلر[۲۸۸] (۲۰۰۶) از پژوهش شان که شامل یک دوره آموزش شغلی فرا شناختی و یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده بود، نتایج مثبتی را برای دوره ی آموزش توسعه ی شغلی که بر پایه ی نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده (HLT) و استفاده از استراتژی های فرا شناختی برای توسعه ی حل مساله و مهارت های تصمیم گیری بود، را نشان داد. این دوره ی آموزش شغلی دستاوردهای قابل توجهی را در شماری از شایستگی های شغلی ای همچون ارتقای حل مساله ی شغلی، مدیریت زمان و خود ادراکی مثبت بدست آورد.
همچنین نتایج پژوهش حاضر با پژوهش های نمنف(۲۰۱۳)، ویچگر(۲۰۱۱)، هیرسچی(۲۰۱۰)، برایت، پرایور، ویلکنفلد و ارل (۲۰۰۵)، مک کی، برایت و پرایور (۲۰۰۵)، برایت، پرایور و هرفم (۲۰۰۴)، الون (۲۰۰۱)، مریل سکس ( ۱۹۹۹)، بتسورث و هنسن (۱۹۹۶) و سلومون و اسلنی (۱۹۸۱)همسو می باشد .
یکی از موضوعاتی که در جلسات آموزشی مطرح شد، چگونگی برخورد افراد با وقایع تصادفی و شانسی است. نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده (HLT)، همانطور که در فصل دوم آورده شد، توضیح می دهد که افراد نباید منفعلانه آینده خویش را به شانس و تقدیر بسپارند بلکه لازم است نسبت به وقایع تصادفی هوشیار بوده و فعالانه در پی کشف فرصت ها باشند. به عبارت دیگر رویکرد نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده (HLT)، تلویحا بیان می کند که افراد باید بر زندگی خود کنترل داشته و خود را حاکم بر سرنوشت خویش بدانند. در این جلسات همچنین به اعضا آموزش داده شد که نباید شرایط و عوامل محیطی را به عنوان عامل محدود کننده در نظر بگیرند. از دیگر مباحثی که در این نشست ها آموزش داده شد مساله ی موانع بود. برای آنها توضیح داده شد که موانع اشتیاق به دو دسته تقسیم می شوند: یک دسته موانع واقعی و دسته ی دیگر موانع ذهنی. موانع واقعی همان شرایط و عوامل مح

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

یطی می باشند. موانع ذهنی نیز شامل باورها و عقاید نادرستی اند که از اشتیاق شغلی جلوگیری می کنند. به عنوان مثال کسی که عقیده دارد سرنوشت او در کار، در دست کارفرما است طبیعتا تلاش اندکی برای رسیدن به اهدافش انجام می دهد. برعکس، فردی که اعتقاد دارد با تلاش و کوشش می تواند خواسته های خود را محقق سازد، انگیزه بیشتری برای پیشرفت دارد و احتمال اینکه دست به اقدامات موفقیت آمیز بزند، افزایش می یابد. یکی دیگر از مباحث نشست های مشاوره ای پژوهش حاضر مربوط به انعطاف پذیری بود. بر اساس رویکرد نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده (HLT)، انعطاف پذیری به پیدا کردن راه های مختلف برای حل مشکلات و یافتن روش های متعدد برای رسیدن به موفقیت اشاره می کند. انعطاف پذیری یعنی افراد باید ذهن خود را باز نگه داشته، برای تغییر و پذیرش تجربیات جدید آماده باشند و بتوانند طرز فکر خود را تغییر داده و برای یک مشکل چندین راه حل پیدا کنند. همچنین در این جلسات، مفهوم بی تصمیمی شغلی مطرح شد. بی تصمیمی شغلی در دیدگاه نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده ی (HLT)، به عنوان یکی از مفاهیم گشودگی ذهنی(انعطاف پذیری) مطرح است که باید به دید مثبت به آن نگریست که ارائه دهنده ی تعدادی از مسیرها و شانس هایی است که افراد می توانند انتخاب کنند. این به اعضا این اجازه را می دهد تا با دقت گزینه ها را بررسی کرده و سرانجام با انتخاب گزینه ی برتر، اقدام و تلاش را آغاز کند.
پایداری یا پشتکار از دیگر مباحثی بود که به عنوان یکی از مهارت های پنج گانه در این نشست ها مطرح شد. پایداری در نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده (HLT)، به معنای شیوه ی کنار آمدن با موانعی که ممکن است نتیجه ی رویدادهای تصادفی باشند تعریف شده است. مطرح شد که برای دستیابی به اشتیاق در شغل و حرفه باید ابتدا موانع را شناسایی کرد و همانطور که در بالا آورده شد، مشخص کنیم که آیا آن مانع درونی و ذهنی است یا بیرونی و محیطی. بعد نحوه ی برخورد با آن را نه در قالب یک راه حل بلکه چندین راه حل ممکن نوشته شود.
در جدول ۱۲-۴ همانطور که مشاهده می شود مقدار F بدست آمده برای اثر پیلایی گروه ها با مقدار ۵۵۰/۱۶ و با درجه آزادی ۳ و ۳۳ در سطح ۰۰۰/۰P> معنی دار می باشد. بر این اساس نتیجه می گیریم که پس از حذف تاثیر پیش آزمون، مشاوره ی شغلی به شیوه ی نظریه ی یادگیری موضع تصادفی کرامبولتز بر مؤلفه های اشتیاق شغلی (نیرومندی ، وقف خود، جذب) دبیران تاثیر معنی دار داشته است. حجم اثر این معنی داری برای هر سه متغیر ۶۰۱/۰ بدست آمده که نشان دهنده ی تاثیر قوی متغیر مستقل (مشاوره ی شغلی به شیوه نظریه ی یادگیری موضع تصادفی برنامه ریزی شده ی کرامبولتز )بر متغیر وابسته(اشتیاق شغلی) است.
اما در ادامه هرکدام از متغیر های وابسته را که در قالب فرضیه های جداگانه آمده اند، بررسی می کنیم.