انواع سیاست های تقسیم سود :پایان نامه درباره سود سهام

مدیر سایت
ژانویه 6, 2019 0 Comment

 

سیاست تقسیم سود نامنظم[2]

در این روش مدیریت در پرداخت سود سالانه، روش مشخصی نداشته و از هیچ قاعده ای استفاده نمی کند . پرداخت سود ارتباطی با درآمدهای سالانه شرکت ندارد؛ و صرفأ به دلیل وضعیت  خاصی در شرایط جاری ،سود سهام پرداخت می نماید . شرکتی ممکن است به منظور اجتناب از جرائم ناشی از وجود اندوخته های زیاد و سود سنواتی اقدام به توزیع مقادیری مشخصی از سود بنماید؛ و شرکت دیگری ممکن است با وجود درآمدهای سالانه خوب از توزیع آن خودداری نماید .بدلیل عدم  وجود مغایر مشخصی در اینگونه شرکتها برای تقسیم سود معمولأ عوامل زیادی ،ممکن است در سیاست توزیع سودآنان دخیل باشندکه ازجمله مهمترین این عوامل عبارتند از: (وستون ، جي ، فرد 1374)

الف : وقتی که درآمدهای شرکت نامنظم و غیر قابل پیش بینی باشد.

ب: محیط شرکت وشرایط درونی و خارجی آن شدیدا متغیر ومتلاطم باشد.

ج : شرکت دارای سهامداران محدود و متجانس باشد.

د: ضعف های ناشی از مدیریت محافظه کارانه ممکن است منجر به اتخاذ تصمیم جهت تقسیم سود گردد.

ه : بورس اوراق بهادارغیر فعال بوده و نقش کمی در سرمایه گذاری ملی داشته  باشد.

2-5-3 ) سياست تقسيم سود باقيمانده [3]

شرکت ها در رابطه با تقسیم سود خود بطور کلی از دو دیدگاه متفاوت می نگرند:

یک دیدگاه که به چگونگی تقسیم سود به عنوان یک متغیر فعال در جهت افزایش قیمت سهام و در نتیجه حداکثر کردن ثروت سهامداران نظر دارد ؛ از این دیدگاه امکان دسترسی آسان به بازار اوراق بهادار در هر زمان برای شرکت وجود دارد . ودر صورت نیاز مالی شرکت می توانند به راحتی از طریق صدور سهام جدید ویا اوراق قرضه این نیاز راتأمین نماید.دیدگاه دوم اعتقاد بر این دارد، که شرکت ها همیشه دسترسی سهل الوصولی به بازارهای اوراق بهادار نداشته ومعمولا در راه تأمین نیازهای مالی خود از این بازارها  با مشکلاتی مواجه هستند .این دیدگاه در وهله اول به سود شرکت، به عنوان یک وسیله مهم وراحت برای تأمین نیازهای سرمایه گذاری می نگرد. وبعد از تأمین آنها در صورت وجوه مازاد نسبت به تقسیم آن تصمیم گیری می نماید . در این دیدگاه به سود سهام به عنوان وجوه باقیمانده غیر فعال که صرفأ از طریق پروژه های  سرمایه گذاری قابل قبول تعیین می شودتوجه می گردد . اگر چنانچه پروژه های سرمایه گذاری بازده ای بیش از بازده مورد نیاز انتظار داشته باشند . سرمایه گذار توزیع سود را ترجیح خواهد داد. (وستون ، جي ، فرد 1374)

نظریه سود سهام به عنوان یک تصمیم باقیمانده الزاما بدین معنی نیست که سود سهام از دوره ای به دوره دیگر همراه با تغییرات پروژه های سرمایه گذاری متغیر است.

شرکت ممکن است با کنار گذاشتن وجوه در سالهایی که تأمین مالی سرمایه گذاری ها از سود حاصل کمتر باشد، برای سالهایی که کسری وجوه در رابطه با تأمین مالی سرمایه گذاری ها وجود خواهد داشت ،پرداخت های سود سهام خود را یکنواخت نماید. به هر حال این واقعیت که سود سهام هم دوره تناسبی با وجوه باقیمانده همان دوره نداشته باشد،اصل نظریه باقیمانده  را نفی نماید . انواع سیاست های سود باقیمانده به شرح ذیل می باشند: (وستون ، جي ، فرد 1374)

2-5-3-1)سیاست تقسیم سود مطلقأ باقیمانده[4]

در این روش شرکت پس از تأمین کلیه نیازهای مالی خود از درآمدها، بقیه آنرا به صورت سود سهام توزیع می نماید.

 2-5-3-2) سیاست پرداخت درصد ثابتی از سود باقیمانده [5]

دراین سیاست اگر چه تأمین مالی پروژه های سرمایه گذاری در اولویت قرار دارند ولی شرکت فقط درصدی از درآمدها، را به جای توزیع کامل آن تقسیم می نماید.

 

2-5-3-3) سیاست تقسیم سود باقیمانده یکنواخت

در این روش منابع پرداختی به عنوان سود از یک الگوی ثابتی پیروی می کنند. بدین صورت که مبالغ پرداختی سود در بلند مدت با درآمدها منهای نیازهای مالی  شرکت برابر است . اگر در بلند مدت متوسط نیازهای مالی سرمایه گذاری بیش از درآمدها باشد هیچ گونه سودی توزیع نمی گردد.

جدول زير تفاوت بین 3 روش مختلف تقسیم باقیمانده را برای یک دوره پنج ساله نشان می دهد:

جدول (2-1) تفاوت بین سه روش مختلف تقسیم سود باقیمانده            

 Dividend  poloies -1

Anerratic Dividend  Policy -1

Doident  Residual – 2

1- pure Residual dividend policy

fixed payout Resindual dividend policy 2-

 

تفاوت تقسیم سود

 

 

همان طور که داده های جدول (2-1) مشخص است، سیاست تقسیم سود مطلقا باقیمانده به دلیل تبعیت کامل از نیاز های سرمایه گذاری می تواند طی سالهای مختلف از نوسانات بسیار زیادی برخوردار باشد؛ به خصوص در مواردی که نیازهای سرمایه گذاری و درآمدهای شرکت از دوره ای به دوره دیگر در جهت مخالف هم حرکت نمایند، این نوسانات بیشتر می گردد سال 3و4 در مثال فوق نشان دهنده چنین امری است .

نسبت   pay outثابت به شرکت این امکان را می دهد، تابتواند تا حدودی سود پرداختی را به درآمدهای شرکت مربوط سازد. استراتژی سود باقیمانده یکنواخت ،در مقایسه با دو استراتژی دیگر تقسیم سود شکل با ثبات تری را به وجود می آورد. در زمانی که درآمدهای شرکت، بیش از پرداخت سود مورد نظر و نیازهای سرمایه گذاریش است (سالهای 2و4) در این صورت شرکت دارایی های نقدی ویا شبه نقدی مانند اوراق بهادار و اسناد دارای قابلیت تبدیل  سریع به نقد خود را افزایش می دهد و از این منابع در زمانی که سود پرداختی مورد نظر وتأمین مالی سرمایه گذاری ها بیش از درآمدهای جاری است استفاده می کند.به طور کلی این سیاست  وابستگی به منابع خارجی جهت سرمایه گذاری را به حداقل رسانده و در ضمن سود ثابتی را ارائه می دهد  .همانطور که مشاهده می کنید در تمامی روش های تقسیم سود به صورت باقیمانده ،سود پرداختی در بلند مدت 50 درصدحجم کل درآمدها منهای هزینه سرمایه گذاری شرکت را به خود اختصاص داده است. به طور کلی سیاست تقسیم سود باقیمانده می تواند منجر به سیاست تقسیم سود نامنظم گردد . .بنابراین ممکن است سهامداران از پیروی چنین سیاستی از طرف شرکت خود ناخشنود شوند. (وستون ، جي ، فرد 1374)