روانشناسی با موضوع سوگیری‌های فرآیند پردازش اطلاعات در اضطراب اجتماعی

روانشناسی با موضوع سوگیری‌های فرآیند پردازش اطلاعات در اضطراب اجتماعی

در جواب، پردازش منفی اطلاعات اجتماعی به عنوان یه تبیین خیلی زیادً محتمل مطرح می شه (هیرچ و کلارک، ۲۰۰۴). سوگیری پردازش اطلاعات[۱] روش خاص پردازش اطلاعات در بخش کارکردهای شناختی مثل توجه، تفسیر، حافظه و قضاوت تعریف می شه که هم جهت با تهدیدآمیز بودن موقعیت های اجتماعی بروز می یابد. فرد با اضطراب اجتماعی به دلیل دستکاری های موجود در پروسه پردازش اطلاعات، تهدید بیشتری رو درک کرده، به سمت رفتارای مربوط به اضطراب جهت داده می شه و مشکل موندگاری می یابد (هیرچ و کلارک، ۲۰۰۴). با درنظر گرفتن نقش سوگیری ها در موندگاری اضطراب اجتماعی، پرداختن به سوگیری های پردازش اطلاعات به عنوان ساختار علی مشکل اضطراب اجتماعی مهم می کنه. علاوه بر این با در نظر گرفتن هدف تحقیق حاضر و دقیق شدن و فوکوس کردن بر سوگیری توجه و سوگیری تفسیر، در این بخش به این دو مؤلفه کلیدی به صورت جداگونه پرداخته می شه.

اضطراب

 

۲-۱-۲-۱- سوگیری توجه در اضطراب اجتماعی

سوگیری توجه، توجه نشون دادن به روش های ناسازگارانه تعریف می شه که توجه خارجی و داخلی رو دربرمی گیرد (کلارک و ولز، ۱۹۹۵).

سوگیری توجه نسبت به محرک های اضطراب زا در مقایسه با محرک های خنثی در مشکلات اضطرابی، یافته ایه که تحقیقات پژوهشی زیادی از اون پشتیبانی می کنن (بار-هیم[۲]، لیمی[۳]، پرگامین[۴]، باکرمن-کراننبرگ[۵] و ون ایجزندورن[۶]؛ ۲۰۰۷؛ موگ[۷]، فیلیپات و بردلی[۸]، ۲۰۰۴؛ ویلیامز، واتز، مک لئود و متیوز، ۱۹۹۷). اینم بگیم که این نابه هنجاری توجهی در شکل های جور واجور خاص مشکلات اضطرابی جنبه اختصاصی می یابد؛ یعنی آدما به محرک هایی حساسیت نشون میدن که نگرانی های اون ها رو مشخص می سازه. در پشتیبانی از این فرضیه، وسعت بزرگی از تحقیق ها اثبات می کنن که افراد با اضطراب اجتماعی در مقایسه با اطلاعات خنثی، توجه خاصی به اطلاعات تهدیدکننده اجتماعی روشن کننده رانده و نبود پذیرش از طرف بقیه دارن (بوگلس[۹] و مانسل[۱۰]، ۲۰۰۴؛ پیشیار[۱۱]، هریس[۱۲] و منزس[۱۳]، ۲۰۰۴؛ موگ، فیلیپات و بردلی، ۲۰۰۴). این توجه انتخابی، پردازش ترجیحی اطلاعات اجتماعی منفی رو به بهای ندیده گرفتن اطلاعات اجتماعی مثبت، آسون کردن می کنه. در نتیجه سوگیری توجه می تونه اضطراب رو زیاد کنه، منتهی به آزمایش منفی وقایع اجتماعی شه، از نبود تایید باورهای مربوط به ترس جلوگیری کنه و در آخر مشکل رو موندگاری بخشه (رپی و هیمبرگ، ۱۹۹۷؛ کلارک، ۲۰۰۱؛ هافمن، ۲۰۰۷).

مشکلات

با این مقدمه در مورد سوگیری توجه، لازمه که به دو بخش نظری پرداخته شه: مؤلفه های سوگیری توجه و ساختار بروز سوگیری توجه.

 

۲-۱-۲-۱-۱- مؤلفه های سوگیری توجه

مؤلفه ها و الگوی سوگیری توجه، بسته به مدت زمان ارائه محرک و به دنبال اون مرحله پردازش اطلاعات (خودکار یا راهبردی) تعریف می شه. بر این پایه سه مؤلفه قابل تفکیکه:

۱) توجه آسون کردن شده[۱۴]. این مؤلفه به سرعتی اشاره داره که توجه فرد به سمت محرک تهدیدکننده جلب می شه. تحقیقات نشون داده ان که در مرحله پردازش خودکار، محرک های تهدیدکننده سریع تر از محرک های غیر تهدیدکننده ردیابی می شن.

۲) سختی در بازگیری توجه[۱۵]. به درجه ای که محرک تهدیدکننده توجه رو تصرف می کنه و تغییر توجه از تهدید به محرک دیگه رو دچار اختلال می سازه، گفته می شه؛ به این معنا که بازگیری توجه از محرک های تهدیدکننده نسبت به محرک های خنثی سخت تره.

۳) دوری توجه[۱۶]. بر مبنای این مؤلفه و در مرحله پردازش راهبردی، توجه ً به مکان مخالف با نشونه تهدید تخصیص می یابد (کاستر، کرومبز[۱۷]، ورشر[۱۸]، ون دم[۱۹] و ویرسما[۲۰]، ۲۰۰۶، موگ، فیلیپات و بردلی، ۲۰۰۴).

 

۲-۱-۲-۱-۲- ساختار سوگیری توجه

در این بخش با در نظر گرفتن عمومیت سوگیری توجه در مشکلات اضطرابی، به مدل های نظری مطرح شده در مورد ساختار سوگیری توجه پرداخته می شه.

 

۲-۱-۲-۱-۲-۱- مدل شناختی بک و کلارک (۱۹۹۷)

این الگو، مشخصه اضطراب رو سوگیری در ثبت اولیه محرک تهدیدآمیز، فعال سازی سبک اولیه تهدید و فعال سازی سبک های گسترش یافته تر و وابسته به شکل تفکر معرفی می کنه. در قدم اول، جهت گیری خودکار به تهدید به وسیله محرک فراخوانده می شه. بعداً بازشناسی اطلاعات منفی منتهی به فعال سازی جواب های ذاتی شناختی، عاطفی، روانی-فیزیولوژیکی و رفتاری می شه که در مورد اضطراب به گونه ای عمل می کنن که امنیت رو افزایش و خطر رو کم کنن؛ باید توجه داشت از اونجا که بیشتر این جواب ها واسه افزایش شانس باقی موندن رشد یافته ان، سخت و غیرمنعطف هستن. در این مرحله، توجه به تهدید یا فعالیت های مقابله با تهدید معطوف می شه. آخرین مرحله، پروسه ثانویه گسترش می باشه که به وسیله طرح فراخوانده می شه و طی اون پردازش تهدید آهسته و با جزئیات صورت می گیرد.

 

۲-۱-۲-۱-۲-۲- مدل ویلیامز، واتز، مک لئود و متیوز (۱۹۹۷)

در این الگو دو مرحله پردازش پیش توجهی جدا، مطرح می شه: در مرحله اول، ارزش تهدیدزایی حادثه یا محرک با ساختار تصمیم عاطفی[۲۱] محاسبه می شه که برمبنای اون سطوح بالای اضطراب موقعیتی، آزمایش تهدیدی برون داد محرک رو افزایش می دهد. اگه ارزش تهدیدی یه محرک به اندازه کافی بالا باشه، ساختار ثانوی تخصیص منابع[۲۲] راه اندازی می شه؛ این ساختار وظیفه اختصاص منابع توجهی به تهدید رو رو دوش داره و تحت تاثیر اضطراب خصلتی قرار می گیرد. سطح بالای اضطراب خصلتی منتهی به تخصیص منابع توجه در جهت تهدید (گوش به زنگی به تهدید) و در مقابل سطح پایین اضطراب خصلتی به دوری توجه از اتفاق تهدیدکننده می انجامد. فرق در سوگیری توجه بین افراد با اضطراب خصلتی بالا و پایین، با افزایش درون داده های تصمیم عاطفی آشکارتر می شه؛ پس، در شرایطی که محرک تهدیدزا آزمایش شه، افراد با اضطراب خصلتی بالا گوش به زنگ می شن در حالی که افراد با اضطراب پایین، گرایش به دوری نشون میدن. درحقیقت فرق بین افراد دارای اضطراب خصلتی بالا و پایین در آستانه ایه که اون ها رو نسبت به تهدیدکننده ها حساس می کنه.

چیزی که این مدل رو با مشکل روبه رو می سازه، نبود توضیح نقش دقیق رقابت در اثرات توجهیه. تحقیقات آزمایشی که رقابت رو برمی انگیزانند، نشون میدن وقتی تصمیم های عاطفی در مورد محرک های تک (استروپ) ایجاد می شه، افراد با اضطراب خصلتی بالا به محرک های تهدیدآمیز سریع تر از محرک های خوشحال کننده جواب نمی بدن؛ اما وقتی محرک ها به صورت جفتی ارائه می شن، افراد اضطرابی کلمات تهدیدزا رو سریع تر از کلمات خنثی مشخص می کنن. پس افراد مضطرب سرنخ های مربوط به محرک تهدیدزا رو نسبت به دیگر سرنخ ها، فی نفسه بهتر می دونن. در نتیجه ترجیح در انتخاب محرک، بیشتر از توانایی محرک در پردازش اطلاعات افراد مضطرب نقش داره (متیوز و مکینتاش، ۱۹۹۸؛ به نقل از سیسلر و کاستر، ۲۰۱۰).

 

 

۲-۱-۲-۱-۲-۳- مدل اهمن (۱۹۹۶)

از نظر اهمن[۲۳] (۱۹۹۶؛ به نقل از سیسلر و کاستر، ۲۰۱۰) اطلاعات وارد شده قبل اینکه از سیستم آزمایش اهمیت که ناهشیاره، عبور کنن، به وسیله سیستم جستجوگرهای ظاهری[۲۴] تحلیل می شن. آمادگی زیست شناختی یا محرک بسیار شدید ممکنه منتهی به تحریک خودکار فعالیت جستجوگرهای ظاهری شه. بعد از آزمایش اهمیت، اطلاعات از سیستم درک هشیار عبور می کنن که این سیستم به آزمایش با آگاهی اهمیت محرک، در تعامل با حافظه های هیجانی ذخیره شده در سیستم انتظاری می پردازه. اگه آزمایش، به درک خطر برسه، تحریک خودکار از راه پروسه های هشیار رخ می دهد. در این مدل، فعالیت خودکار به تهدید، به وسیله آزمایش کننده های اهمیت مستقیماً تولید نمی شن بلکه فقط به طور غیر مستقیم، از راه درک آگاهانه اتفاق می افتند.

 

۲-۱-۲-۱-۲-۴- مدل ولز و متیوز (۱۹۹۴)

ولز و متیوز (۱۹۹۴؛ به نقل از سیسلر و کاستر، ۲۰۱۰) یه چارچوب پردازش کلی، با عنوان کارکرد اجرایی خودتنظیمی درمورد سوگیری توجه مطرح کردن. اون ها سوگیری توجه رو به پردازش های نزولی نسبت دادن که مربوط به طرح ها و اهداف فرد می باشه. پدیده ای مانند تداخل استروپ هیجانی رو می توان به طرحی که به صورت اختیاری اجرا می شه، نسبت داد که در اون بازبینی محرک های ورودی به آگاهی، به صورت خاصی صورت می پذیرد. وقتی مثل این محرک ها وارد بخش آگاهی می شن، آدما به طور خاص به اون ها توجه می کنن؛ مخصوصا اگه طرح بازبینی تهدید از راه اضطراب موقعیتی فعال شده باشه. چون که این مدل فرض می کنه طرح بازبینی تهدید، به صورت اختیاری شروع می شه، محرک های تهدیدکننده توجه رو به خود جلب می کنن و محرک های تهدیدکننده ای که آزمودنی از اون ها آگاهی داره هم جدا از هم می شن.

 

 

 

۲-۱-۲-۱-۲-۵- مدل انگیزشی-شناختی موگ و بردلی (۱۹۹۸)

در این مدل سیستم آزمایش ارزش، مسوول آزمایش ابتدایی و قبل از هشیاری محرکه و متغیرهای زیادی مثل وجود محرک ها، بافتی که محرک در اون قرار داره، اطلاعات برون گرایانه در مورد سطح تحریک گذشته و تجارب یاد گرفته شده قبلی، می تونن برون داد سیستم آزمایش ارزش رو تحت تاثیر بذارن.

علاوه بر این اضطراب خصلتی مشخص کننده عکس العمل پذیری سیستم آزمایش ارزش به محرک های تهدیدکننده س. در نتیجه، این سیستم در افراد مضطرب بسیار حساس بوده تا جایی که یه محرک منفی جزئی، به عنوان یه محرک تهدیدکننده شدید آزمایش می شه. برون داد سیستم آزمایش ارزش، تغذیه کننده سیستم درگیری هدفه که تعیین کننده تخصیص منابع پردازشیه؛ پس اگه محرکی به عنوان دارنده ارزش تهدیدی بالا شناسایی شه، این ساختار به طور خودکار فعالیت های در حال انجام رو قطع کرده و منابع پردازشی رو متوجه تهدید می کنه. اگر محرک با ارزش تهدیدی پایین، آزمایش شه ارگانیزم به اون توجه نمیکنه و پردازش بیشتر اون رو قطع کرده و منابع پردازشی رو روی اهداف جاری متمرکز می کنه.

براساس این دیدگاه، فرق های اضطراب خصلتی افراد در حساسیت پردازش های آزمایش ارزش محرک تهدیدی نقش کلیدی داره. به این صورت که یه محرک تهدیدکننده ناچیز به وسیله افراد مضطرب به عنوان یه محرک تهدیدکننده شدید آزمایش می شه و به سهم خود باعث سوگیری توجه به وسیله سیستم درگیری هدف می شه. در حالی که افراد با اضطراب خصلتی پایین، این محرک رو به عنوان یه محرک ناچیز آزمایش می کنن و به اون توجهی نمی کنن. حال اگر ارزش تهدیدی محرک زیاد شه، حتی افراد با اضطراب خصلتی پایین هم گرایش شدیدتری واسه تخصیص توجه به اون پیدا می کنن؛ پس در دامنه تهدید از ناچیز تا شدید، انتظار می رود که افزایش ارزش تهدیدی محرک، باعث افزایش گوش به زنگی در هر دو گروه افراد با اضطراب خصلتی بالا و پایین شه (به نقل از سیسلر و کاستر، ۲۰۱۰).

 

[۱] Information Processing Bias

[۲] Bar-Haim

[۳] Lamy

[۴] Pergamin

[۵] Bakermans-Kranenburg

[۶] van Ijzendoorn

[۷] Mogg

[۸] Bradley

[۹] Bogles

[۱۰] Mansell

 

[۱۱] Pishyar

[۱۲] Harris

[۱۳] Menzies

[۱۴] Facilitated for Threat

[۱۵] Delayed Disengagement from Threat

[۱۶] Attentional Avoidance

[۱۷] Crombez

[۱۸] Vershuere

[۱۹] Van Damme

[۲۰] Wiersema

[۲۱] Affective Decision Mechanism (ADM)

[۲۲] Resourse Allocation Mechanism (RAM)

[۲۳] Ohman

[۲۴] Feature Detection System