روانشناسی مفهوم نگرش و چگونگی شکل‌گیری آن

Child's hand touching water flowing on glass wall.

 

 

 

شناختی
نگاه
احساسات
رفتاری
آمادگی
افکار
عاطفی

 

 

 

 

 

 

 

شکل ۱٫ اجزای نگاه

 

باور فرد دربارۀ شخص معینی، موضوع یا وضعیتی که اونا رو به عنوان مبنای حقیقی ارزش ها و تجربه های خود می پذیرن از شناخت فرد ناشی می شه. مثلا، دانشجو و یا جوونی دربارۀ چگونگی موفقیت آینده شناخت پیدا می کنه و با این باورهای یاد گرفته، مانند « تحصیل و رابطۀ اون با موفقیت خود در آینده» دارای نگاه معینی می شه. هر چند ما باورهای زیادی داریم اما فقط بعضی از اونا؛ منتهی به نگرشی که روی رفتار اثر می گذارد، می شن. احساسات و احساسات، از اعتقادات و باورهای شخص نسبت به شخص دیگه، موضوع یا وضعیت معینی حاصل می شه. کسی که عقیده داره تلاش زیاد (مثلا در درس) منتهی به شغل یا امنیت شغلی در آینده می شه واسه اون تلاش زیادی می کنه و با موفقیت فارغ التحصیل می شه اما وقتی نمی تونه از اون بهره ورداریِ استخدامی کنه، مأیوس می شه. بنابر این احساسات منفی اون نسبت به تحصیل قوی گشته پس نسبت به تجربه و وضعیت موجود، عکس العمل نشون می دهد. رفتار با در نظر گرفتن نتیجۀ احساس شخص دربارۀ شخص دیگه، موضوع یا وضعیت، رخ می دهد. شخص ممکنه، از وضعیت شکایت کنه و یا اگه از وضعیت ناراضی باشه، کارآیی خود رو کم کنه. دانشجو ممکنه، باورها و ارزش های زیادی نسبت به وضعیت دانشجویی خود در دانشگاه داشته باشه که روی احساس اون از رضایت مندیِ وضعیت دانشجویی اثر بزاره. این نگاه در کارکرد دانشجو مؤثره پس نگاه با شناخت به باور و باور منتهی می شه و باور روی احساس فرد اثر می گذارد پس رفتار با در نظر گرفتن احساس رخ می دهد. دانشجو هم با در نظر گرفتن اعتقادات و باورهای غالب در جامعه، شناخت اولیه ایی رو از محیط خود کسب می کنه و نگاه اون شکل می گیرد و اون هم به همین باور و باور می رسد باور اون منتهی به احساسی می شه که موجب رفتار می شه و اون رو به دانشگاه هدایت می کنه. (شریف و شبگومنصف، ۱۳۹۰: ۱۲).

دانشجو

 

شناخت(اولیه)

 

باور و باور
شکل‎گیری نگاه
احساس
رفتار

 

 

 

 

 

حمله به آموزش عالی                                           مدرک گرایی                                                  مدرک جواب می دهد                                                                                                    (۳)                                                   (۲)                                          (۱)

شکل ۲٫ پروسه تشکیل رفتار مدرک گرایی

(شریف و شبگومنصف، ۱۳۹۰: ۱۲)

 

با در نظر گرفتن بحث فوق دربارۀ نگاه و شکل گیری اون، و هم اینکه کارکردهای دانشگاه که قبلاً بررسی شد، می توان گفت که کارکردها و نتیجه های دانشگاهه که موجب شکل گیری نگاه فرد به آموزش عالی به طور عام و دانشگاه به طور خاص می شه. هدف نهاد دانشگاه اینه که دانشجویان بتونن با جامعه خود آشنا شن و در ابعاد جور واجور بتونن مسائل رو موشکافی کنن و این به شرطی قابل تحققه که دانشجو در عین تحصیل بتونه در فعالیت های جمعی هم حضور و مشارکت داشته باشه و با بخش های جور واجور جامعه خود رابطه برقرار کنه. توجه جوانان به کارکردهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دانشگاه و وظیفۀ خطیری که این نهاد هم جهت با رسیدنِ فرد به اهدافِ مورد توجه، در جریان زندگی آیندۀ خود داره، نگاه شخص به دانشگاه رو شکل می دهد.

اقتصاد

با تأسیس دانشگاه در ایرانِ قبل از انقلاب، مشکلاتی در راه حضور زنان در آموزش عالی نسبت به مردان وجود داشت، ولی با کم شدن اونا پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جهشی در حضور اجتماعی زنان و هم اینکه حضور دانشگاهی اونا بوجود اومد. در حالی که، بخشی از اقشار مذهبی و متدین جامعه، قبل از انقلاب اسلامی با حضور دختران خود در دانشگاه ها موافقتی نداشتن و این مراکز نتونسته بودن اعتماد اونا رو جلب کنن، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اسقبال گسترده ای به این نشون دادن. پس، بخش بزرگی از جمعیت کشور که قبل از این، مانع ورود دختران به دانشگاه ها بودن و نسبت به ادامه تحصیل اونا در سطوح عالی بی تمایل و رویگردان بودن، یهو، تشویق کننده حضور ایشون در دانشگاه شدن (هاشمی و جوادی تنها، ۱۳۸۷: ۱۱۵- ۱۱۴).در نتیجهً، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ما تماشاگر حضور پررنگ تر و پرفروغ تر دختران در دانشگاه ها هستیم.  زنان پس از انقلاب، با حضور پرانرژی درعرصه های جور واجور اجتماعی، وهمچنین روندِ استقبالی که، جمهوری اسلامی واسه میدون دادن به زنان در پیش گرفت، باعث تقویت و فزونی گرفتن این موج گردید، طوری که در سه دهۀ گذشته همیشه تماشاگر افزایش نسبت دختران در دانشگاه ها بوده ایم، اما نکته مهم و مورد توجه این مطالعه، افزایش حضور دختران در دانشگاه ها در مقایسه با پسرانه. در واقع آموزش عالی ایران در چند سال گذشته علاوه بر روند صعودی ورود دختران به دانشگاه ها، با کم شدن نسبی اندازه ورود پسران به دانشگاه ها مواجه بوده. در این مطالعه تلاش شده با بهره گرفتن از دو متغیر سرمایه فرهنگی خونواده و هویت نقش جنسیتی، اندازه تأثیرگذاری این دو متغیر رو بر روند این پدیده بررسی کنه. پس پس از بررسی عوامل شکل دهنده و اثر گذار بر نگاه به دو متغیر جداگونه این مطالعه می پردازیم.

مشکلات

۲-۷-۲ ابعاد نگاه به آموزش عالی

در روان شناسى تربیتى و یادگیرى، اصطلاح انگیزه در مورد عاملى به کار مى رود که یادگیرنده رو براى آموختن درس به تلاش وا مى داره و به فعالیت اون شکل و جهت مى دهد (پارسا، ۱۳۷۴: ۱۷۵).

نگاه ها نقش مهمی در زندگی روزمره افراد دارن نگاه ها می تونن زمینه ساز پاره ای از اختلافات و مناقشات در بین افراد شن و یا برعکس ممکنه خیلی از مشکلات و مسایل اونا رو حل و فصل کنن. نگاه هم مانند انگیزه به رفتار و اعمال افراد شکل و جهت می دهد ولی قدرت، مهارت و کارایی انگیزه رو نداره. انگیزه با نیرویی که در فرد ایجاد می کنه اون رو در رسیدن به اهداف مورد نظر خود مجبور می کنن. اما نگاه فقط در فرد آمادگی ذهنی و فکری بوجود میاره و نیروهای داخلی اون رو فعال و برانگیخته می کنه (اسپرلینگ، ۱۳۷۲: ۴۴۱). پس هر چند نگاه ها زمینه ساز تحولاتی در افراد می شن و به کار و کردارهای اونا شکل وجهت میدن، اما به دلیل نبود کارایی ای که انگیزه ایجاد می کنه، می توان اینجور برداشت کرد که انگیزه ها فوق نگاه هستن و می تونن به نگاه ها شکل بدن. در تحقیق حاضر واسه امتحان نگاه علم آموزان به آموزش عالی به صورت ترکیبی از دو نظریه ارزشی و انگیزشی استفاده شده. در مورد نظریه انگیزشی از تئوری اختیار دسی و ریان، و در مورد نظریه ارزشی از تئوری ارزش های مادی و فرامادی اینگلهارت استفاده شده که در ادامه به این دو نظریه و چگونگی به کار گیری اونا پرداخته می شه.

در مورد انگیزشی، یه تئوری امید بخش که به ما می فهماند اثرات انگیزه دهنده پایه تمایلات علم آموزان رو تشکیل می دهد، که تحصیلات رو ادامه یا ترک تحصیل کنن، تئوری خودمختاریه (ریان و دسی[۲]، ۲۰۰۰: ۷۸-۷۲). نظریه اختیار وقتی در مورد آموزش به کار می رود، در مورد ایجاد علاقه به یادگیری، ارزش دادن به آموزش و اطمینان به توانایی های فردی می باشه (دسی و همکاران، ۱۹۹۱: ۳۴۶-۳۲۵). طبق تئوری اختیار، محیط هایی که از نیاز علم آموزان واسه لیاقت و اراده فردی پشتیبانی می کنن، محیط هایی حمایتگر هستن، و آزادی عمل رو تشکیل میدن، در حالی که محیط هایی که به این نیازها بی توجه هستن، محیط های کنترلی رو تشکیل میدن (دسی و ریان، ۱۹۸۷: ۱۰۳۷- ۱۰۲۴). وقتی علم آموزان، استقلال دارن و از معلمانی پشتیبانی گر بهره می برند (دسی و همکاران، ۱۹۸۱: ۶۵۰- ۶۴۲). یا وقتی علم آموزان یاد می گیرند که تقریباً حمایتگر و با آزادی عمل باشن (ریگ بای[۳] و همکاران، ۱۹۹۲: ۱۸۵- ۱۶۵)، علم آموزان؛ سطوح بالای ارادۀ فردی رو گزارش کرده ان (والرند و همکاران، ۱۹۹۷: ۱۱۶۲) و واسه ادامه تحصیلات در دانشگاه ارزش قائل شده ان (ریان و کانل[۴]، ۱۹۸۹: ۷۵۰- ۷۴۹). این منابع انگیزه دهنده، وقتی در کلاس درس پشتیبانی شده و پرورش می پیدا کنن، علم آموزان شدیدا در مدرسه درگیر شده و معتقد می شن تا به تحصیلات در مقاطع بالاتر ادامه (والرند و همکاران، ۱۹۹۷:  ۱۱۶۵). برابر با نظریه اختیار اینجور برداشت می شه که عوامل زیادی پتانسیل اون رو دارن که مثل چاشنی عمل کرده و به عنوان دلیلی انگیزه دهنده  در علم آموز عمل کنن. معلم، کلاس، پدر و مادر، شیوۀ نگاه علم آموز به درس و مدرسه؛ و عوامل زیاد دیگه، هر کدوم می تونن به روش های جورواجور انگیزه های مثبت و منفی تولید کنن. ایجاد انگیزه مثبت در علم آموز، دید ایشون رو به آینده و یاد گرفتن علم؛ تغییر داده و اون رو به جهت ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر در دانشگاه جهت می دهد، بلعکس انگیزه منفی علم آموز رو در معتقد نبودن به کلاس درس و مدرسه و هم اینکه نبود ادامه تحصیل دردانشگاه تشویق می کنه.

برطبق تئوری اختیار، علم آموزان فعالانه درگیر فعالیت آموزشی می شن تا تلاش شون رو در کلاسِ درس زیاد کرده و لیاقت شون رو اثبات کنن. این فعالیت ها بر مبنای چیزهای مورد علاقه و مربوط به زندگی علم آموزانه. نیازای اساسی، لیاقت و اختیار توضیح می دهد که منابع انگیزه دهنده، پایه تجربیات علم آموزان در علاقه مند شدن به مدرسه و داخلی کردن ارزش های مدرسه رو تشکیل می دهد. همون نیازها، لیاقت و ارده فردی، این وضعیت رو تقویت می کنن (ریان و دسی ۲۰۰۰: ۷۱-۶۸). لیاقت: نیاز واسه جستجوی بهترین رقابت ها و واسه به درد بخور دونستن شخص در تسلط بر این رقابت ها رو نمایان می کنه؛ اراده فردی: نیاز به تجربه انتخاب در اول و تنظیم رفتاری انتخاب های علم آموز بر حوادث محیطی که فعالیت هاش رو تعیین می کنه، نمایان می کنه (همون منبع، ۷۸-۷۳). پس علاقه به یادگیری، ارزش آموزش و اثبات توانایی های شخصی رو تشویق می کنه، فضای آموزشی باید روش هایی پیدا کنه تا از نیاز علم آموزان به لیاقت و ارده فردی پشتیبانی کنه. اگر پشتیبانی مناسبی از طرف مدرسه انجام بشه، شدت علاقه به یادگیری رو به طور دوباره در علم آموز افزایش می دهد و اون رو به یاد گرفتن تحصیل تشویق می کنه.

هرچند معلمان شرایط بیرون از مدرسۀ علم آموزان رو کنترل نمی کنن، با این وجود اونا چارچوب هایی جفت و جور می کنن که تعهد رو بسازه، چیزهای مورد علاقه رو پرورش بده و منتهی به توسعۀ منابع انگیزه دهندۀ داخلی شه (هایدی و هارکی ویچ[۷]، ۲۰۰۰: ۱۷۹-۱۵۱). وقتی معلمان از چیزهای مورد علاقه علم آموزان پشتیبانی می کنن شایدً علم آموزان ارزش بیشتری واسه ادامه تحصیل در دانشگاه قائل می شن و کمتر تمایل به ترک تحصیل دارن (فورتیر و والرند[۸]، ۱۹۹۵: ۲۷۴-۲۵۷). به محض این که پرورش و توسعۀ انگیزه در کلاس درس اتفاق افتاد، انگیزه نقش منبع داخلی علم آموز رو پیدا می کنه که به طور قابل توجه ای بر تصمیم اون در موندن در مدرسه موثره (ریان و دسی[۹]، ۲۰۰۰: ۷۱-۶۸). بنابر این در نظریه اختیار تأکید بسیاری بر عوامل انگیزشی یا انگیزه دهنده، به عنوان متغیرهایی که افراد رو به درس خوندن و هم ادامه تحصیل در دانشگاه تشویق می کنن، می شه. برابر با این نظریه؛ اگر به هر روش ای علم آموز تشویق به درس خوندن شه، این تشویق به عنوان یه عامل انگیزه دهنده اون رو به درس خوندن وا می داره یا به روش ای بهتر، ایشون رو به درس خوندن تشویق می کنه. بنابر اینجور برداشت می شه که نظریه اختیار قرابت نزدیکی با نظریه محرک- جواب داره. هروقت شخص به عملی تشویق شه، احتمال انجام اون عمل در آینده در ایشون تقویت می شه، و وقتی که عملش با تشویق همراه نباشه یا پاسخی منفی دریافت کنه، به اندازه بسیار کمتری احتمال داره اون عمل رو در آینده تکرار کنه.

طبق نظریه اختیار [۱۰] آدم موجودی فعال، دارای نیازای روانشناختی، انگیزه ای داخلی واسه رفع نیازای خود و گرایشی ذاتی واسه تسلط بر محیط دور و بر خود می باشه. بر این پایه، رفتارها و فعالیت های انگیزشی براساس اندازه خودمختار بودن اونا در اثر داخلی سازی ترتیب یافته ان. به گونه ای که فعالیت های انگیزشی به سه نوع انگیزه تقسیم می شن که شامل انگیزه داخلی[۱۱]، انگیزه خارجی[۱۲] و بی انگیزگی[۱۳] می باشه (ریان و دسی، ۲۰۰۰: ۷۸- ۶۸). انگیزه داخلی: به آدمایی اشاره داره که در فعالیت های جورواجور واسه کامیابی انگیزه های داخلی درگیر می شن، این رفتارها فارغ از انگیزه های خارجی و به جهت ارضای شخصی صورت می گیرد. علم آموزانی که انگیزه داخلی واسه تحصیل دارن، ارضا و لذت ذاتی واسه پیشرفت توانایی های خود در کار یادگیری رو به نمایش می گذارن (ریان دسی، ۲۰۰۰ : ۶۷-۵۴).

انگیزه خارجی: اشاره به انجام کارکرد واسه به دست آوردن نتیجه کار خارجی مانند تعریف و جایزه داره، انگیزه خارجی در نقطۀ مقابل انگیزه داخلی قرار داره چون انجام عمل واسه لذت شخصی صورت نمی گیرد (ریان دسی، ۲۰۰۰ : ۶۷-۵۴). پس انگیزه داخلی ارضا کنندۀ ذاتی شخص به جهت عوامل زیادی، به مانند ادامه تحصیل واسه دانش اندوزی، خلاقیت، عزت نفس، خدمت به جامعه و …. صورت می گیرد، و انگیزه خارجی به این اشاره داره که ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر به دلیل به دست آوردن مهارت، اشتغال، مدرک گرایی، پرستیژ، فشار اجتماعی و … انجام می گیرد. البته باید توجه داشت بعضی از افراد توأمان هر دو انگیزه داخلی و خارجی رو واسه کسب درجات علمی در دانشگاه دارن و ادامه تحصیل اونا، فقط به انگیزه داخلی یا خارجی محدود نمی شه.

خلاقیت

انگیزۀ دانشجویان واسه درس خوندن باعث جهت دادن دانشجویان به مؤسسات آموزش عالی می شه که این انگیزه ها با سنخ شناسی های مختلفی می توان طبقه بندی کرد. آیتولا براساس اصول انگیزه داخلی- خارجی، اونا رو توصیف می کنه. انگیزه خارجی، دانشجویان رو نسبت به کار واسه رسیدن به هدف غایی امتحانات جهت می دهد. در حالی که انگیزه داخلی بر علائق دانشجویان  واسه افزایش دامنۀ علم شون مبتنیه. براساس طبقه بندی آیتولا، امروزه جهت یابی دانشجویان نسبت به تحصیل بیشتر ابزاریه و اونا به وسیله محرک های خارجی برانگیخته می شن و علاقه مندند درجات علمی رو با دست کم تلاش دریافت کنن (آیتولا[۱۴]،  ۱۹۹۵). محصول پایانی روند تحصیل ابزاری رو رندال کالینز (۱۹۷۹) جامعۀ مدرک گرا می نامد یعنی جامعه ای که در اون اهمیت زیادی به نتیجه های آموزشی از شکل های جور واجور جورواجور داده می شه، نتیجه هایی که قبل از اینکه به شکل علم یا مهارت تجلی کنه، به شکل مدارک لیسانس، فوق لیسانس و دکتری درخشش می یابد که فوق العاده در پیشرفت شغلی افراد مؤثره (رستگارخالد، ۱۳۹۰: ۱۴۱).

طبقه بندی آیتولا به سنخ شناسی دسی و ریان نزدیکه. همونجوریکه قبلاً ذکر شد، اونا بر پایۀ نظریۀ اختیار از سه سازه اصلی انگیزه یاد می کنن، اول انگیزه داخلی که بدین معناست که فرد فعالیتی رو به خاطر رضایت، خوشحالی، علاقه، جایزه، لذت داخلی و ذاتی انجام می دهد و فقط نفس عمل مهمه و شامل انگیزه واسه فهم، واسه انجام کار و واسه تجربه تحریکه. این انگیزه دربردارنده بیشترین سطح خودمختاریه. دوم انگیزه خارجی که یعنی رفتاری که به خاطر کسب نتیجه های مثبت یا دوری از نتیجه های منفی تنظیم می شه و سوم، بی انگیزگی که از پایهً بدین معناست که تصور می شه رفتارها به وسیله نیروهایی بالاتر از کنترل افراد تنظیم می شه و اونا قادر به تنظیم رفتار خود به گونه ای که یافته های و نتیجه های دلخواه رو به دنبال داشته باشه نیستن و احساس ناشایستگی و از دست دادن کنترل می کنن. براساس نظریه اختیار، شکل های جور واجور خودمختار انگیزه از جمله انگیزه داخلی باعث نتیجه های تحصیلی مثبت و شکل های جور واجور غیرمختار اون از جمله بی انگیزگی موجب نتیجه های منفی می شه (باقری و همکاران، ۱۳۸۲: ۲۲- ۱۱).

به طور قطع می توان گفت، امنیّت مهم ترین هدفىه که آدمی رو به انتخاب زندگى اجتماعى واداشته س و این خواسته؛ فقط از راه شکل گیری جامعه محقق می شه، و شکل گیری جامعه هم در پرتو وجود فرهنگ می باشه و هم فرهنگ هم برگرفته و وام دار ارزش هاست. پس مى توان گفت، شکل گیری و قوام جامعه واقعا به وجود ارزش هاى حاکم بر اون هستش؛ چون جامعه چیزى جز ارتباطات و عمل و عکس العمل هاى افراد، که در پرتو ارزش هاى حاکم شکل مى گیرند، نیس. و این ارزش ها با مشخص کردن خوبى ها و بدى ها و امور مطلوب براى مردم، چراغ هدایت رفتار فردى و جمعی رو بر مى افروزند.

ارزش‏ها، از یه‏سو راهنما و تعیین‏کننده گرایش‏هاى اجتماعى و ایدئولوژى‏ها و از سوى دیگه تعیین‏کننده رفتار و عمل اجتماعىه که در آداب و رسوم، قوانین، اعتقادات و اصول مقدس و روش‏هاى زندگى روزمره تجلى مى‏پیدا کنن (راکیچ[۱۵]، ۱۹۷۳ به نقل از داریاپور، ۱۳۸۱: ۸۴).

با در نظر گرفتن مطلب فوق ارزش ها جهت دهندۀ نگاه ها و عمل های افراد هستن و نگاه به آموزش عالی، نگرشیه که خود متخذ از ارزشهاست. پس هدف از استفادۀ نظریۀ ارزش هایِ اینگلهارت، (که ایشون ارزش ها رو به ارزش های مادی و فرامادی بحث بندی کرده، که از نظر محتوایی، متناسب و برابر هستن با انگیزه داخلی و خارجی دسی و ریان)، در مطالعۀ حاضر اینه که ارزشها، مبنایی هستن واسه شکل گیری  و جهت دادن به نگاه ها.

اینگلهارت[۱۶] نظریه مادی- فرامادی خود رو با در نظر گرفتن طبقه بندی مازلو از نیازای آدم بنا کرده. مازلو در سلسله مراتب نیازها، اول نیازای زیست شناختی و پس از اون، به امنیت اشاره می کنه. به نظر مازلو، تا نیازای سطح پایین تر تا حدودی برآورده نشن نیازای سطح بالاتر نمی تونن در تعیین نحوۀ عمل و اقدام فرد کسب اهمیت کنن. تا وقتی که به دست آوردنِ غذا و تأمین امنیت سخت باشه، فرد به نیازها و انگیزه های عالی تر خیلی اهمیت نمی دهد. فقط با ارضای نیازای بنیادی، فرد فرصت داره تا به نیازها و چیزهای مورد علاقه زیباشناختی و فکر کردن خود اقبال نشون بده. ذوق هنری در جوامعی که مردم غذا، امنیت و سرپناه مکفی واسه خود ندارن کمتر شکوفا می شه. یعنی، به زبون مازلو میشه گفت که تا نیازای مادی ارضا نشده باشن، جایی واسه نیازهایی چون نیازای ذهنی، زیباشناختی و اجتماعی نمی موند. اینگلهارت با بهره گرفتن از این نظریه، نظریه مادی- فرامادی ارزشها رو خلق کرده. ایشون نیازای زیست شناختی و امنیتی رو در زمرۀ نیازای مادی در نظر می گیرد و ارزشهای مشابه با اونا رو از ارزشهای مادی می نامد و بقیه نیازها، یعنی نیاز به عزت نفس، زیباشناختی و تحقق نفس و… رو با عنوان کلی نیازای اجتماعی و خودشکوفایی نام نهادهو ارزشهای مشابه بر اونا رو ارزشهای فرامادی می شمارد (خادمی و آزاد ارمکی، ۱۳۸۲: ۷).

نظریه مادی- فرامادی اینگلهارت شامل دو فرضیه س که در دو سطح خرد و کلان به کار می رود. ۱- فرضیه کمیابی: اولویت های ارزشی درخشش تحولات و ویژگی های محیط اقتصادی- اجتماعیه. مثلاً در سطح خرد، شخص بیشترین ارزش ها رو واسه اون چیزایی قائله که عرضه اونا بالنسبه کم باشه. در سطح  کلان، می توان اشاره کرد که دوره های رونق و شکوفایی اقتصادی به افزایش فرامادی گری و دوره های کمبود، به افزایش مادی گری می انجامد. ۲- فرضیه اجتماعی شدن: فرضیه اجتماعی شدن و مناسبات میان وضعیت اقتصادی- اجتماعی و اولویت های ارزشی رابطه ای بر اساس یکی بودن نیس، بلکه تأخیری محسوس از نظر وقتی این وسط هست. مثلاً در سطح خرد می توان گفت که ارزش های اصلی شخص تا حدود زیادی درخشش شرایطیه که در طول سال های قبل از بلوغ ایشون حاکم بوده و در سطح کلان می توان مثال زد که ارزش های یه نسل درخشش شرایط اقتصادی- اجتماعی حاکم بر سالهای قبل از بلوغ اون نسل به حساب می رود. (اینگلهارت، ۱۳۷۳: ۷۵). فرضیه کمیابی به تغییر های کوتاه مدت اشاره داره دوره های رونق که به افزایش فرامادی گرایی منجر می شه و دوره های کمیابی که به مادی گرایی می انجامد. نظریۀ ایشون در مورد تغییر ارزشی پیش بینی می کنه که جایگزینی جمعیت نسل جدید کم کم به جابجایی بلندمدت از ارزش های مادی به ارزش های فرامادی منجر می شه (اینگلهارت، ۱۳۷۳: ۸۷).

این دو فرضیه در کنار همدیگه بوجود آورندۀ مجموعۀ به هم پیوسته ای از پیش بینی های مربوط به تغییر ارزش ها هستن. در درجۀ اول اون که، در حالی که فرضیۀ کمیابی دلالت بر این داره که رونق و شکوفایی اقتصادی به گسترش ارزش های فرامادی می انجامد، فرضیۀ اجتماعی شدن روشن کننده اینه که ارزش های فردی و ارزش های جامعه کلا به یه باره تغییر نمی کنه. برعکس، تغییر اساسی ارزش ها کم کم و بیشتر به شکلی نامرئی روی می دهد یا این تغییر در اندازه وسیع، وقتی بوجود میاد که نسل جوون تر جانشین نسل سن بالا تر در جمعیت بزرگسال جامعه می شه. دوم اینکه، پس از هر دوره افزایش سریع امنیت جانی و اقتصادی، شخص توقع داره بین اولویت های ارزشی گروه های بزرگ تر و جوون تر فرق های محسوسی پیدا کنه، این اولویت های ارزشی باید تحت اثر تجربه های جور واجور سال های شکل گیری باشه (اینگلهارت، ۱۳۷۳: ۷۶-۷۷).

با در نظر گرفتن نظریه ارزش های اینگلهارت، فرق مردم در جوامع جورواجور در ارزش ها، نگاه ها و  مهارت های اصلی و پایدار اونا هستش. یعنی جوامع جور واجور از دید فرهنگ با هم فرق دارن. در سه دهۀ گذشته فرهنگ جامعۀ ایران از جنبه های بسیار مهم از این رو به اونو شدست. انگیزه های مردم واسه کار کردن، اهمیت اقتصاد کشور، نگاه اونا به آموزش عالی، اهمیت یاد گرفتن علم فرزندان در دانشگاه های معتبر دولتی و چیزای دیگه ای به جز اینا. تغییر های مهم فرهنگی و رشد  بی سابقۀ علم و تکنولوژی، منتهی به تغییرات کم کم در ارزش های حاکم و عادی دربارۀ نگاه خونواده ها به آموزش عالی و هم تغییر ملایم فرهنگِ سنتیِ خونه نشینیِ زنان و نبود نیاز به تحصیل و آموزش واسه اونا، به فرهنگ مدرن و احساس نیاز زنان به آموزش و اینکه اونا هم می تونن در توسعۀ کشور سهم به سزایی داشته باشن، بوده. بنابر این در طول سه دهۀ گذشته آموزش عالی چه از نظر پذیرش دانشجو و چه از نظر نسبت حضور زنان و مردان دچار تغییرات زیادی شده. نگاه زنان ایرونی، همگام با تغییرات فرهنگی جامعه، نسبت به آموزش عالی تغییر کرده و گرایش شون به اون فزونی گرفته، طوری که الان اکثریت صندلی های دانشگاه های کشور واسه آنانه. به دلایل نامبرده و همون طور که قبلاً هم گفته شد، پژوهشگر در این مطالعه در نظر داره متغیر نگاه دانش آموزان به آموزش عالی رو به صورت ترکیبی با نظریۀ مادی- فرامادی اینگلهارت و نظریۀ اختیار دسی و ریان سنجیده، بعد اثر دو متغیر جداگونه و اثر گذار سرمایۀ فرهنگی خونواده و هویت نقش جنسیتی رو بر اون بررسی کنه.

به اعتبار دو نظریه مطرح شده یعنی نظریه اختیار و نظریه مادی- فرامادی اینگلهارت، دو بعد واسه امتحان نگاه علم آموزان به آموزش عالی در نظر گرفته شده. اولی، بعد درونیه که شامل فعالیت هاییه که واسه کامیابی و ارضا و لذتِ ذاتی واسه توسعۀ توانایی های خود در کار یادگیریه. بنابر این در این بعد فقط نفس عمل مهمه و شامل انگیزه واسه فهم، واسه انجام کار و واسه تجربه تحریکه، که بسیار نزدیک به بعد فرامادی اینگلهارت می باشه. دومی، بعد بیرونیه که اشاره به انجام کارکرد واسه به دست آوردن نتیجه کار خارجی مانند تعریف و جایزه داره و بنابر این بعد خارجی هم با ارزش های مادی اینگلهارت هم پوشانی داره. انگیزه خارجی و ارزش های مادی  در نقطۀ مقابل انگیزه داخلی و ارزش های فرامادی قرار داره، چون در این جا انجام عمل واسه لذت شخصی صورت نمی گیرد.

 

خارجی یا مادی

نگاه به آموزش عالی

داخلی یا فرامادی

 

بعد داخلی یا فرامادی نگاه به آموزش عالی شامل عزت نفس، خلاقیت، دانش اندوزی، خدمت به جامعه رقابت پذیری و … است که در ادامه به صورت جزئی و کوتاه مطالبی در مورد هر کدوم از این موارد میگن.

عزت نفس: یعنی احساس مهم بودن. این حس از کل افکار، احساسا، احساسات و تجربیات مون در طول زندگی ناشی می شه. مجموعه هزاران برداشت، آزمایش و تجربه ای که از خود داریم باعث می شه که نسبت به خود احساس مورد پسند و ارزشمد بودن و یا بر عکس احساس ناخوشایند و بی کفایتی داشته باشیم (کلمز و کلارک, ترجمه علی پور, ۱۳۸۹). پس عزت نفس یعنی دیدن خود به عنوان فردی توانا، با کفایت، دوست داشتنی و منحصر به فرد.

خلاقیت: استفاده تواناییای ذهنی واسه ایجاد یه فکر یا معنی جدیده. خلاقیت یه روند ذهنیه، مرکب از قدرت ابتکار و انعطاف پذیری که هدف اون تولید یه محصول مهم، کاربردی و نوآورانه س (روزنامه همشهری، ۱۳۸۴: ۱۰).

دانش اندوزی: روند کشف، کسب، پیشرفت و ایجاد، نگهداری، آزمایش و استفاده علم مناسب در زمان مناسب به وسیله فردی مناسبه (برگرفته از سایت کامل مدیریت، ۱۳۸۷). علم کسب شده، باید با نیازای فرد تطبیق داده شده و به تعبیری دیگه، آماده شه و به صورت مناسب ذخیره شه تا در جا و زمان و شرایط لازم مورد استفاده قرارگیرد.

خدمت به جامعه: یکی از بهترین و عالی ترین تمایلات انسانی، احساسات و احساسات لطیفیه که از اعماق جون اون می جوشد و به صورت کمک و احسان و خدمت به هم نوع در صفحه زندگی تجلّی می یابد (سبحانی نیا، ۱۳۸۶: ۴۹). خلاقیت، ترکیبیه از قدرت ابتکار، انعطاف پذیری و حساسیت در برابر نظریاتی که یادگیرنده رو قادر می سازه خارج از یافته های تفکر غیرمنطقی، به یافته های متفاوت و تولید کننده فکر کنه که حاصل اون، رضایت شخصی و شایدً خوشنودی بقیه میشه (احمدی، ۱۳۸۵: ۲۸).

رقابت پذیری: به روند پذیرش و حل مسائل جدید و سخت اشاره داره و با در نظر گرفتن مطالب جدید و تازه ای که فرد با اون روبرو می شه، به خود فشار می آورد و بنابر این هر روز به یافته های جدیدتری می رسد.

با در نظر گرفتن چیزی که مطرح شد می توان نتیجه گرفت که بعد داخلی نگاه به آموزش عالی متوجه ارضای ذاتی شخص واسه افزایش و گسترش توانایی های خوده و فقطً نفس عمله که دراین بعد مهمه.

اما بعد خارجی یا مادی نگاه به آموزش عالی شامل به دست آوردن مهارت، اشتغال، مدرک گرایی، پرستیژ، ارتباطات، فشار اجتماعی، ازدواج، مهاجرت و … می شه.

به دست آوردن مهارت: به دست آوردن مهارت اشاره به یادگیری به بهترین روش داره. یا یعنی دیگه، این معنی اشاره به بلد بودن داره. پس تحصیل به کمک به دست آوردن مهارت یکی از ابعاد خارجی نگاه به آموزش عالی حساب می شه، چون اشاره به دستاوردی خارجی داره.

اشتغال:  توجه به این که پیشرفت کارآفرینی نقش مؤثری در پیشرفت اقتصادی، اجتماعی، صنعتی و سیاسی هر کشور داره و با در نظر گرفتن این که مهم ترین رسالت آموزش عالی مسئله کارآفرینیه، بنابر این جوانان واسه کسب اشتغال  مناسب، نیازمند به مدارج بالای تحصیلی هستن، تا در ادامه زندگی از شغلی عابرومندانه و لایق شأن بهره مند شن.

مدرک گرایی: یه جور رابطه دوطرفه میان مدرک از یه سو و منزلت و پرستیژ اجتماعی، حقوق اقتصادی و اجتماعی و وضعیت و شغل و … از طرف دیگه موجب شده که مدرک، دلیلی مهم و حیاتی در زندگی اجتماعی ما باشه. در نگرشی مثبت به مدرک گرایی، افزایش دارندگان مدرک تحصیلی، به خصوص مدارک آخذ از دانشگاه و مراکز آموزش عالی رو می توان به عنوان یه جور سرمایه اجتماعی، انسانی و فرهنگی اونا تلقی کرد.

منزلت اجتماعی: منزلت به پایگاهى اجتماعى گفته مى شه که فرد در میان یه گروه داره و یا به مرتبۀ اجتماعى یه گروه در مقایسه با گروه هاى دیگه، گفته مى شه(خبرگزاری ویستا، ۱۳۹۳). با اینکه نمادهای منزلت اجتماعی بسیار زیاد و جور واجور هستن، اما کسب مدارک دانشگاهی هم یکی از نمادهای منزلت اجتماعی حساب می شه.

ارتباطات: محیط دانشگاه باعث روابط با شخصیت های مختلفی، چه در عرصۀ دانشجویی و چه در عرصۀ رابطه با استادان دانشگاهی و غیردانشگاهی می شه. فرد با حضور در دانشگاه و کسب مدارج علمی می تونه، راه های رابطه با افراد مهم و مسئولین حکومتی رو صاف کنه. هم اینکه می تونه با ارتباطات مؤثر با اینجور آدمایی زمینۀ مسئولیت های مهم دیگه رو در آینده واسه خود به دست بیاره.

فشار اجتماعی: در مورد ادامه تحصیل در دانشگاه، شایدً بعضی از افراد بدون این که علاقۀ آنچنانی به دانش اندوزی داشته باشن،  به دلیل درخواست تکراری و شدید والدین، دوستان و آشنایان وارد مراکز آموزش عالی می شن و خود رو مجبور به گرفتن مدراک دانشگاهی می دانند. هم اینکه عرف جامعه هم می تونه، به عنوان فشار اجتماعی، عامل مؤثری بر حضور فرد در دانشگاه باشه.

ازدواج: خیلی از دختران و پسران، کسب مدارک دانشگاهی رو عامل مهمی واسه انتخاب مناسبِ همسر آیندۀ خود می دانند. زیادن دختران تحصیل کرده ای که به خواستگارانی که فقط به خاطر این که مدرک دانشگاهی ندارن جواب منفی میدن و یا پسرانی که به دلیل پایین بودن سواد، از خواستگاری دختری سر باز می زنند. بنابر این می توان یکی از عوامل تأثیرگذار بر حضور در دانشگاه رو به عامل ازدواج ربط داد.

مهاجرت: حضور در دانشگاه و کسب مدارک دانشگاهی یکی از عوامل مهمیه که در کسب مهاجرت دانشجویان موثره. چه بسا که خیلی از دانشجویان برتر و نخبۀ کشور هرساله واسه کسب مدرک از دانشگاه های معتبر خارجی؛ از کشور خارج می شن و پس از گذروندن دورۀ تحصیلی هم میلی به برگشت ندارن. حرکتی که ً به فرار مغزها تعبیر می شه.

با در نظر گرفتن چیزی که در مورد مؤلفه های مربوط به بعد خارجی نگاه آموزش عالی مطرح شد می توان نتیجه گرفت، منبع و کانون اثر بخش انگیزه های خارجی در محیط قرار داره، و به عنوان محرکی فرد رو مجبور به فعالیتی خاص می کنه. جایزه هایی که فرد در قبال انجام فعالیت های بر اساس این انگیزه ها دریافت می داره، جایزه هایی خارجی هستن. بنابر این فرد با پیش بینی و باخبر شدن از احتمال دریافت این جایزه ها رفتارای خود رو سازمان می بخشه و بسته شدیدا تمایلی که این پاداشها در ایشون ایجاد می کنه فعالیت خود رو تا رسیدن به اون موندگاری می بخشه.

– Attitude

– Ryan & Deci

– Rigby

– Ryan & Connell

– D’Amico

– Haller & Virkler

– Hidi & Harackiewicz

– Fortier & Vallerand

– Ryan & Deci

– Self-Determination

– Intrinsic Motivation

– Extinsic Motivation

– Amotivation

– Aittol

– Rokeach

– Inglehart