فایل تعریف خودپنداره

Orange colored path across a maze. ( 3d render )

۲-۸-۴-۲ فکر تحصیلی

در سال های گذشته این نظریه که استعداد هر فرد ، به عنوان تنها عامل جداگونه در تحصیل ، نقش داره،  مورد دودلی قرار گرفته و بر فکر تحصیلی و اثر اون بر انگیزه پیشرفت تحصیلی ، تکیه شده.  فکر تحصیلی یکی از عوامل مؤثر بر کارکرد تحصیلی و عبارت از نگاه کلی فرد نسبت به توانایی های خود در مورد یادگیری آموزشگاهیه. تصور مثبت افراد درباره خود نه فقط می تونه در تحصیل ایشون اثر بزاره بلکه این تصور دلیلی مثبت واسه رسیدن به کمال مطلوب در کار تحصیل هم هست و برعکس، علم آموزانی که احساس خوبی دربارۀ توانایی خود ندارن، حتی بدون توجه به نژاد و رنگ پوست با احتمال خیلی کم در فعالیت های تحصیلی خود موفقن (میکائیلی و همکاران، ۱۳۹۱: ۹۲-۹۱).

تحصیلات عالی در دانشگاه فکر زنان رو تغییر می دهد، این تغییرات از نبود وابستگی و افزایش احساس استقلال تا قویتر شدن اونا واسه رویارویی با مشکلات در زندگیه، که باعث انتخاب واقع بینانه تری در اونا می شه و از این روش به زندگی خود غنا بخشن (باتلر، و دپرز[۳]، ۲۰۰۲: ۲۰).

مشکلات

فکر تحصیلی، روند شکل گیری ارزش یابی از خودپندارۀ متأثر از تجارب آموزشی علم آموزان و تفسیر محیط آموزشی می باشه (جی[۴] و همکاران، ۲۰۱۰). و نشون دهنده علم و ادراکات فردی دربارۀ نقاط قوت و ضعف خودمون تو یه بخش تحصیلی مشخص و عقاید فردی دربارۀ توانایی هامون در انجام موفقیت آمیزِ تکالیف تحصیلی در سطوح طراحی شده و یکی از بهترین پیش بینی کننده ها و واسطه ها واسه متغیرهای انگیزشیِ موثر و غیر موثر و از جمله عوامل بسیار مهم و موثر در روند یادگیری می باشه (اکرم رانا و اقبال[۵]، ۲۰۰۵: ۳۶- ۱۹). فکر تحصیلی شدیدا بر اطلاعات اجتماعی نسبی متکیه و انعکاسی از آزمایش های بقیه می باشه و ماهیتی هنجاری داره. یعنی فکر تحصیلی هر فرد در نتیجۀ قیاس خود با بقیه حاصل می شه. (فرلا و همکاران[۶]، ۲۰۰۹: ۵۰۵- ۴۹۹).

آدمایی که در انجام کارا، خود رو موثر تر، مطمئن تر و توانا تر می دانند در مقایسه با بقیه از خودپندارۀ تحصیلی بالایی بهره مند هستن و بالطبع اینجور فکر ای منتهی به رشد و پیشرفت تحصیلی آینده فرد و نبود بروز هیجانات منفی در ایشون می شه. بر این پایه آدمایی که در شروع تحصیل تفکر و برداشت مثبتی از خود و توانمندی های خود داردند، اینجور تفکرِ مثبتی منتهی به پیشرفت تحصیلی اونا می شه. هم اینکه پیشرفت تحصیلی اونا بازخورد مثبتی به فکر و صحت برداشت شون از خود و توانمدی هاشون می بخشه. (مارش[۷]، ۲۰۰۲: ۱۰- ۱).

مهم ترین مشخصه فکر تحصیلی حالتیه که فکر فرد ر ا در نتیجه عمل های دوطرفه و تجارب با بقیه مشخص می کنه و این واقعیت رو تأیید می کنه که خودپندارۀ تحصیلی یادگرفتنی و قابل اکتساب درزمان زمونه و معلمان نقش مهمی در شکل گیری فکر و فکر تحصیلی بچه ها دارن (مندگلیو و پیرت[۸]، ۲۰۰۳، ۳۰- ۲۳). علم آموزانی که در دوران تحصیل دچار ضعف و شکست می شن، در اثر تکرار شکست، باوری کاذب و محدود کننده می پیدا کنن که موندگاری و گسترش اون باعث ثبت خودانگاره منفی و بازدارنده و جلوگیری در برابر بیان توانایی ها و تحکیم احساس ضعف بیشتر در مراحل بعدی می شه؛ تصور مردود شدن، احتمال مردود شدن در عمل، نبود تلاش واسه حل مشکلات و جبران ضعف ها، بروز ضعف تحصیلی رو زیاد کرده و کم کم جزو شخصیت ایشون می شه (هاشمی، ۱۳۷۴: ۴۷- ۴۴).

یافته های پژوهشی که به بررسی رابطۀ اضطراب امتحان، خودپندارۀ تحصیلی و لیاقت تحصیلی پرداخته شد، یافته ها نشون دهنده اون می باشه که اضطراب امتحان نتیجۀ خودپندارۀ منفی و درک پایین دانشجویان از لیاقت تحصیلی شونه. بر این پایه اضطراب امتحان بالا، اثر منفی بر درک علم آموزان از توانایی ها و لیاقت های تحصیلی شون داره و هم اینکه علم آوزان با خودپندارۀ تحصیلی پایین، خودشون رو به عنوان آدمایی با صلاحیت ها و توانایی های پایین درک می کنن که اینجور برداشتِ منفی از توانمندی ها منتهی به بروز هیجانات منفی از جمله اضطراب امتحان در موقعیت های آموزشی می شه. (جینگ[۹]، ۲۰۰۷: ۵۱- ۴۸). بر این پایه خودپندارۀ مثبت در افراد با ایجاد افکار مثبت در اون ها  باعث شکل گیری دیدی روشن نسبت آینده و ظهور هیجانات مثبت در اونا می شه، در حالی که فکر منفی در افراد با ایجاد افکار منفی در اونا باعث شکل گیری دیدی تاریک نسبت به آینده و ظهور  هیجانات منفی ای چون اضطراب در اونا می شه.

دانشجو

در پژوهشی که به بررسی رابطۀ اضطراب امتحان بالا، اثر فکر تحصیلی به درک یا تصور علم آموز از لیاقت خود در مورد یادگیری آموزشگاهی اشاره می کنه که بر پیشرفت تحصیلی اثر می گذارد و همزمان به وسیله اون ناراحت می شه و به نظر می رسد فکر و کارکرد تحصیلی رابطه دو طرفه دارن (سیف، ۱۳۸۴). پنتلیچوک[۱۰] (۱۹۸۹) عقیده داره نگاه علم آموزان در مورد مدرسه می تونه در جهت گیری های اونا در فعالیت های یادگیری اثر کلی ای داشته باشه. علم آموزان وقتی موضوع درس رو لذت بخش و به درد بخور بدونن، بر یادگیری تمرکز کرده و هدف تکلیف مداری رو دنبال می کنن. نگاه افراد در مورد تحصیل و مدرسه در انتخاب اهداف مؤثره. دانش آموزان وقتی در کلاس احساس امنیت و راحتی می کنن که احساس کنن می تونن در کلاس فعالانه درگیر شده و در تصمیم گیری های اون شرکت کنن. وقتی علم آموز احساس کنه معلم هر لحظه قصد آزمایش ایشون، رو داره، احساس ایمنی نکرده و در نتیجه جَایشون تنش زا جفت و جور میاد (خجسته مهر و همکاران، ۱۳۹۱: ۲۹).

دانش آموز

در بحث از جنسیت و تحصیل بررسی­ها بیان کننده اون هستش که در سال­های دبستان دختران از پیشرفت تحصیلی بیشتری نسبت به پسران بهره مند هستن و این موضوع حتی دربارۀ دروس ریاضی و علوم هم صادقه، در دورۀ دبیرستان و پیش­دانشگاهی فرق کم و حتی در سال­های اولیه برتری با دخترانه (گیدنز، ۱۳۷۳: ۴۶۸). آرنات[۱۱] و همکارانش (۱۹۹۸) ضمن تأکید بر سختی مقایسۀ کلی کارکرد تحصیلی دختران و پسران و محدود کردن مقایسه ها به جنبۀ خاصی از برنامۀ درسی فکر می کنند در تموم سطوح، پیشرفت و یادگیری دختران و پسران برابره، در عین حال در ربع آخر قرن بیستم می توان سه دورۀ متفاوت در پیشرفت تحصیلی دختران و پسران تشخیص داد، دهۀ ۷۰ که در اون دختران پیشرفت تحصیلی پایینی داشتن دهۀ ۸۰ که پیشرفت تحصیلی مردان و زنان جوون نسبتی برابر یافت و دهۀ ۹۰ که زنان از مردان پیش افتادن. (بنتهام[۱۲]، ۱۳۸۴: ۱۸۸- ۱۸۵)

کاربرد آزمون های جدید نشون داده که در هوش کلی و IQ فرقی بین دختران و پسران وجود نداره. طبق تحقیق های انجام شده هیچ نوع فرق جنسی در هوش عمومی وجود نداره (خسروی ۱۳۸۲: ۵۱). با در نظر گرفتن نبود فرق در هوش دختران و پسران، مشاهده می شه که بر تعداد دانشجویان مرد کم کرده و بر تعداد دانشجویان زن اضافه شده.

۲-۸-۴-۳ هویت و پیشرفت تحصیلی

جانسون[۱۳](۱۹۹۶) در آزمایش بین المللی خود نتایجی مبنی بر کارکرد بهتر دختران سنین ابتدایی در کشورای جور واجور آمریکا، کانادا، استرالیا، هلند انگلستان ارائه کرده. هنری[۱۴] (۱۹۹۷) با وجود نبود فرق با معنی میان فکر و منبع کنترل دختران و پسران به پیشرفت تحصیلی بیشتر در دختران اشاره می کنه. هال و گولز[۱۵](۱۹۹۷) و للوید[۱۶] (۱۹۹۹) پیشرفت تحصیلی دختران در مقایسه با پسران در مقطع راهنمایی رو گزارش کرده ان. اونا علاقه پسران رو در مطالعه موضوعات ماجراجویانه، قهرمانی و ورزشی و علاقه دختران رو به کتاب های اطلاع رسانی و داستانی اعلام کرده ان وارن[۱۷](۲۰۰۰) در انگلستان و ولز دریافت که دختران در مقایسه با پسران کارکرد بهتری در آزمون ها داشته ان. ایشون کارکرد ضعیف پسران رو به نگرانی اونا در فعالیت های کلاسی و پیشرفت تحصیلی، نبود علاقه و نتیجه های اجتماعی مربوط می دونه. برنان[۱۸](۲۰۰۲) ضمن اعلام پیشرفت تحصیلی دختران در مقایسه با پسران، رابطه صمیمی و نزدیک دختران با معلمان خود رو به عنوان عامل مهمی در کارکرد بهتر اونا ذکر کرده. هولدن[۱۹](۲۰۰۲) دلیل پیشرفت تحصیلی دختران و ضعف پسران رو انتظارات متفاوت معلمان از اونا دونسته، ایشون هم اینکه توانایی تمرکز، اعتماد به نفس و مهارتهای اجتماعی دختران رو بیشتر و بالاتر آزمایش کرده (حسینی طباطبایی و قدیمی مقدم، ۱۳۸۶: ۱۲۶). هم اینکه در مورد توانایی کلامی و زبون، تحقیقات بیان کننده برتری دخترانه به اندازه ای که از اون به عنوان یه پدیده جهانی نام برده می شه. این برتری در همه جنبه ها و شامل هجّی، تلفظ، درک، خوندن، سخن گفتن و مهارت­های نوشتنه. دختران این توانایی ها رو زودتر یاد می گیرند، کمتر دچار مشکل می شن و این برتری رو تا آخر دورۀ دبیرستان حفظ می کنن. با این همه تحقیقات کامل هاید[۲۰](۱۹۸۸) نشون داد فرق ها در این مورد خیلی کم و به وجود اومده توسط فرق در فوت وفن های اندازه گیری بوده و از دید پیش ­بینی رفتار در دنیای واقعی بدون اهمیته (هاید، ۱۳۸۴: ۲۲۵).

اطلاعات موجود در سالهای گذشته نشون دهنده حضور بیشتر دختران در صحنه آموزش و پیشرفت تحصیلی آنانه و هر سال به درصد دانش آموزان دختر در پایه های بالاتر دوره متوسطه و پیش دانشگاهی اضافه می شه. به طور مثال در سال تحصیلی۸۱ -۱۳۸۰ علم آموزان دختر در مقطع راهنمایی ۴۶ درصد و  پسران ۵۴ درصد می باشن و علم آموزان دختر در مقطع متوسطه ۴۹ درصد و پسران ۵۱ درصد بوده ان. دانش آموزان دختر مقطع پیش دانشگاهی، ۷/۶۱ درصد و پسران ۲۹/۳۸ درصده. براساس همین آمار درصد قبولی پسران در مقطع راهنمایی ۴/۸۶ درصد و قبولی دختران ۹۵ درصده (مرادی مقدم، ۱۳۸۸:  به نقل از حسینی طباطبایی و قدیمی مقدم، ۱۳۸۶: ۱۲۱). طبق آمار ارائه شده پیشرفت تحصیلی دختران در دو دهۀ گذشته رشد روزافزونی داشته و در مقایسه با گذشتۀ نه خیلی دور، که خونواده ها تحصیلات رو فقط واسه پسران به درد بخور می دونستن و دختران رو از آموزش باز می داشتن، تحولات بسیاری رخ داده. دختران امروز ازنعمت بهره گیری از آموزش در سطح عالی بهره مند هستن و می تونن با یاد گرفتن علم در سطوح جور واجور، مشارکت داشته باشن. پیشی گرفتن نسبت دختران به پسران در مراکز آموزش عالی، نشون از پیشرفت علمی و تحصیلی اونا داره. دختران تحصیل کردۀ امروز، تربیت کنندگان فرزندان نسل فردای این کشور هستن. پس سرمایه گذاری در این می تونه نویدبخش روشنی آینده باشه.

هم اینکه برابر با مدل اکلس رفتار پیشرفت تحصیلی فرد کلا نه فقط به وجود اومده توسط استعدادها و توانایی های فرد بلکه در عین حال ناراحت از دو عامل ارزش ها و انتظاراته که استعدادهای فرد رو تحت تاثیر خود قرار میدن. اگه بخوایم درباره این دو عامل دقیق تر سخن بگیم می تونیم اونا رو به سه عامل یا مؤلفه مشخص تر تجزیه کنیم این عوامل یا عامل ها عبارتند از ۱) چگونگی درک فرد از امکاناتی که واسه اون مهیاست یا حق انتخاب های واقعی فرد، به تعبیر دیگه چیجوری دختران و پسران انتخاب های تحصیلی خود رو برداشت می کنن. ۲) انتخاب های واقعی فرد تحت تاثیر انتظارات اونا از موفقیت و شکست و هم الگوی اسنادهای اونا در برخورد با هر کدوم از این دو شقه، به بیان روشن تر افراد تکلیفی رو انتخاب می کنن که باور دارن در اون موفق می شن و اگه باور کنن تو یه تکلیف شکست می خورند به احتمال کمتری اونو انتخاب می کنن، که اینجا به نظر می رسد بین پسران و دختران از دید کارایی که تصور می کنن یا باور دارن؛ موفق می شن یا شکست می خورند، فرق هست. از طرف دیگه، الگوی اسناد پیرو جنس فرد، فرق داره: دختران وقتی که در فعالیتی موفق می شن یا شکست می خورند اونو به عوامل خارجی مانند شانس و آسونی تکلیف نسبت میدن. و اما پسران شکست و موفقیت، هر دو رو به عوامل داخلی مثل توانایی یا نبود تلاش نسبت میدن پس دختران بر کارکرد خود کنترل کمی دارن در حالی که پسران بر کارکرد کنترل زیادی دارن. (گولومبوک، ۱۳۸۲: ۱۸۷- ۱۸۶) این سطح انتظارات فرد واسه موفقیت در اون تکلیف رو در آینده کنترل می کنه. (هاید، ۱۳۸۴: ۲۳۴) ۳) واسه اینکه مشخص کنیم به چه دلیل انتظار موفقیت یا شکست در تکلیفی، واسه دختران و پسران فرق داره باید به ارزش ذهنی یا شخصی[۲۱] اون فعالیت توجه کنیم و اینکه چیجوری تکلیف به فکر فرد مربوط می شه. به طور مثال اگه شخص خود رو پرورش دهنده؛ درک کنه، اون وقت تکالیفی که اون فکر رو تایید می کنن ارزش بیشتری دارن تا بقیه تکالیف بی رابطه (گولومبوک، ۱۳۸۲: ۱۸۶). در کل اکلس مدل انتظار ارزش رو در مورد پیشرفت تحصیلی به کار گرفته یعنی هر رفتار خاصِ پیشرفت، محصول انتظارات فرد و ارزش های اونه (هاید، ۱۳۸۴: ۲۳۲).

در مدل اکلس رابطه بین پیشرفت تحصیلی و فکر دقیقاً مربوط به این موضوعه که ارزشی که دختران و پسران واسه تحصیل کلا و یا تحصیل در رشته های خاص قائلند متفاوت و تا حد زیادی وابسته به فکر اوناس که اون هم به نوبه خود ناراحت از چگونگی شکل گیری و اثبات هویت جنسیتی اونا یا تعریفیه که از خود به عنوان یه زن یا مرد دارن.

– Self-Concept

– Wylie

– Butler & Deperz

– Guay

– Akram rana & iqbal

– Ferla  & Eta

– Marsh

– Mendaglio & Pyryt

– Jing

– Capital

– Rnat

– Bentham

– Jahnson

 

– Henry

– Hall & Goles

– Lloyd

– Warren

– Brenan

– Holden

– Hyde

– Subjective value