پایان نامه بیماران دیابتی/مداخله­ ی گروهی روانی اجتماعی

92
ژانویه 26, 2019 0 Comment

مداخله­ ی گروهی روانی اجتماعی

2-1-4-1-پیشینه­ی مداخلات گروهی روانی اجتماعی

اختراع میکروسکوپ،کشف میکروب و پیشرفت علم تشریح باعث­ شد که توجه پزشکان صرفا به­نقش عوامل زیستی در ایجاد و گسترش بیماری­ها معطوف شود. در نتیجه پیشرفت­های پزشکی و اعتقاد به جدایی جسم و روان اساس رویکرد و الگویی جدید برای درک مفهوم سلامت و بیماری شد. این الگوی جدید به­مدل زیستی-پزشکی معروف است. طبق مدل زیستی-پزشکی بیماری به­بدن و مکانیسم های فیزیولوژیکی و جسمی مربوط است و ارتباطی به مسائل روانی-اجتماعی ندارد(انگل،1977به نقل از علی پور،1390). الگوی زیستی –پزشکی همواره از طرف دانشمندان به­ویژه روان­شناسان و روان­پزشکان از جمله انگل مورد انتقاد قرار­گرفته­است. وی معتقد است که هر تغییر بیو­شیمیایی مستقیما قابل ترجمان به بیماری نیست، بروز یک بیماری در نتیجه­ی تغییرات بیو شیمیایی و عوامل روان­شناختی است. به­علاوه وی معتقد است که متغیر­های روانی اجتماعی تعیین­کننده­های بسیار مهم آسیب­پذیری، شدت و شروع بیماری هستند که در مدل سنتی به آنها توجه نشده است. همچنین به­اعتقاد وی موفقیت اغلب درمان­های زیستی تحت تاثیر عوامل روانی اجتماعی از جمله اثر پلاسبو(دارونما)است(برل-کاریو و همکاران،2004به نقل از علی پور،1390).

با شدت گرفتن انتقادات نسبت به الگوی زیستی-طبی، در ربع آخر قرن بیستم الگوی جدید زیستی-روانی و اجتماعی توسط انگل(1977) معرفی شد. طبق این الگو، سلامت ما (وبیماری) نتیجه­ی تعامل متقابل عوامل زیستی، روان­شناختی و اجتماعی است. در نتیجه عامل ایجاد یک بیماری تک­علتی نیست بلکه بیماری، محصول عوامل متعدد است و درمان نیز باید چند­وجهی باشد. این الگو از نظریه­ی سیستم­ها نیز تاثیر پذیرفته است یعنی معتقد است در ایجاد بیماری سیستم های بدنی، روان شناختی و اجتماعی دخیل هستند.

مقایسه­ی دو مدل و الگوی فوق نشان می­دهد که مدل دوم هم کامل­تر و هم جامع­تر است. همچنین با تجارب شخصی ما و پژوهش­ها سازگارتر است و نیز با تعریف سازمان بهداشت جهانی از سلامت مطابقت دارد(علی پور،1390). حمایت اجتماعی که به « امكاناتي كه ديگران براي فرد فراهم می­کنند»و یا به­عنوان «معرفتی كه باعث مي­شود فردي باور كند كه مورد احترام و علاقه­ی ديگران بوده، عنصري ارزشمند و داراي شأن به شمار آمده و به  يك شبكه­ی  اجتماعي روابط و تعهدات متقابل تعلق دارد»یکی از واسطه های استرس-بیماری است(مارموت[1]،2008 به نقل از زارع شاه آبادی،1389). برخی حمایت اجتماعی را واقعیتی اجتماعی و برخی آن را ناشی از ادراک فرد می دانند. ساراسون[2](1988) حمایت اجتماعی را مفهومی چند بعدی می­داند که هر دو مفهوم را دربر­می­گیرد(علی پور،1383). پژوهش های مختلف نشان داده است که حمایت اجتماعی با سلامتی و بیماری رابطه دارد. برای توجیه این رابطه دو مدل مطرح شده است؛ مدل سپر­مانند که بر اساس آن حمایت اجتماعی همانند سپری اثرات منفی استرس به­ویژه استرس­های شدید را می­کاهد و مدل تاثیر مستقیم که معتقد است صرف نظر از وجود یا عدم وجود استرس، بالا بودن حمایت اجتماعی با افزایش سلامتی و کاهش بیماری مرتبط است(علی پور،1390). به­بیان دیگرحمايت اجتماعي از طريق دو فرايند عمده بر كنترل بيماري ديابت مؤثر است1-اثر مستقيم حمايت اجتماعي از طريق رفتارهاي مرتبط باسلامت مثل تشويق رفتارهاي سالم2-اثر تعديل­كننده­ی حمايت اجتماعي كه به تعديل آثار فشارعصبي حاد و مزمن بر سلامت و همچنين افزايش سازگاري با فشار عصبي بيماري ديابت كمك مي­كند(مارموت و ویلکینسون[3]،2008).

تحقیقات مختلف نشان داده است که حمایت اجتماعی تغییرات فیزیولوژیک ناشی از استرس­ها را می کاهد و تغییرات مثبتی در شاخص­های فعالیت ایمنی بدن ایجاد می­کند. همین­طور حمایت اجتماعی باعث افزایش رفتارهای حافظ سلامتی از جمله خواب مناسب و کنترل وزن می­شود و رفتارهای تهدید کننده­ی سلامتی و نیز استرس را کاهش می­دهد. مشاهده شده است كه هم حمايت اجتماعي عمومي و هم حمايت مربوط به ديابت با تبعيت از رفتارهاي خود مراقبتي در بيماران ديابتي همبستگي دارد(وانگ و فنسک[4]،1996؛ التو و یوتلا[5]،1997؛ گیلیبرند و استونسون[6]،2006؛ تلجامو و هنتینن[7]،2001؛ فام،فورتین و تیبودیو[8]،1996؛ ون،شفرد و پارچمن[9]،2004،البریت[10]،2001؛ گری سویلا،ناوا و مالاکارا[11]،1995). به­عبارتی حمایت اجتماعی که هدف مداخلات روانی اجتماعی است سبب افزایش توان سازگاری فرد می­شود و واکنش‌های سازگارانه نیروی بالقوه فرد را به حرکت در­‌آورده و بر­عکس واکنش‌های ناسازگارانه باعث عمیق‌تر­شدن نگرانی حاصل از بیماری، انحطاط، واپس‌گرایی و در نهایت بروز اختلالات روانی- اجتماعی می‌گردد(علی پور،1390). در واقع مداخلات روانی اجتماعی ریشه در نظریه­ی شناخت اجتماعی بندورا دارد که مبتني بر ارتباطات تعاملي و ديناميك بين عوامل محيطي، عوامل شخصي و رفتار فرد است و مي‏تواند به عنوان پايه‏اي براي استراتژي‏هاي مداخله بكار رود(بندورا[12]،1986).

1.Marmot&Wilkinson

2.Sarason

3.Marmot

1.Wang&Fensk

2.Aalto&Uutea

3.Gillibrand&Stevenson

4.Toljamo&Hentinen

5.Pham,Fortin&Thibaudeau

6.Wen,Shepherd&Parchman

7.Albright

8.Gray-sevilla,Nava&Malacara

9.Bandura

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

اثربخشی مداخلات روانشناختی بر شاخصهای سلامت جسمی و روانی بیماران دیابتی نوع2