هوش عاطفی و مدیریت بازار

۲-۱۵  هوش عاطفی و مدیریت بازار

استفاده از هوش عاطفی در تجارت ایده ای نوین می باشد که برای بسیاری از مدیران و تجار جا نیفتاده است.در واقع بیشتر مدیران کماکان ترجیح می دهند برای انجام کارها از مغزشان استفاده کنند تا از قلبشان.نگرانی اصلی آنها آن است که احساس همدلی و دلسوزی با همکاران و مشتریان آنها را از پرداختن به اهداف سازمان دور نماید.در هر صورت همه بایستی قبول کنند که قواعد بازی در دنیای پست مدرن متفاوت است و بایستی طبق قاعده روز عمل کرد.

فرایند کلی مدیریت بازار شامل ۴ مرحله اصلی است که عبارتند از :

تجزیه و تحلیل بازار:معمولا شامل سیستم های اطلاعاتی و تحقیقاتی بازار و بررسی بازارهای مصرف کننده و بررسی بازارهای سازمانی می باشد.محیط پیچیده  و در حال تغییر است و همواره فرصت ها و تهدیدهای جدیدی به همراه می آورد.شرکت و سیستم استراتزیک آن باید محیط را همواره تحت نظر داشته باشند که این تحت نظر گرفتن محیط مستلزم دریافت اطلاعات زیادی می باشد.اطلاعاتی در مورد مصرف کنندگان و نحوه خرید آنها. (اکبرزاده، ۱۳۸۳).

انتخاب بازارهای هدف: هیچ شرکتی توانایی تامین رضایت تمام مصرف کنندگان را ندارد.وجود شرکت های مختلف و قوی در تولید کالاهای مشابه بیانگر تنوع و تشابه صلایق بین مصرف کنندگان می باشد.هر شرکتی برای اینکه بتواند بهترین استفاده را از توانایی های بالقوه خود نماید و بهترین جایگاه را در بازار انتخاب نماید و در وضعیت بهتری قرار گیرد نیازمند بررسی چهار مرحله ای می باشد که شامل انداره گیری و پیش بینی تقاضا تقسیم بازار، هدف گیری در بازار و جایگاه گیری در بازار می باشد.

تهیه ترکیب عناصر بازاریابی: یکی از اساسی ترین مفاهیم در بازاریابی نوین همین مفهوم آمیخته بازاریابی می باشد.مجموعه هایی از متغیرهای قابل کنترل که شرکت آنها را در بازار هدف و برای ایجاد واکنش مورد نیاز خود ترکیب می کند.این ترکیب در واقع ابزار دست تاجر می باشد برای اینکه بازار را تحت تاثیر قرار دهد.این ترکیب که شامل طراحی محصول،توزیع کالا، قیمت گذاری و تبلیغات پیشبردی می باشد کلید اصلی تجارت در بازارهای نوین می باشد.

اداره تلاش های بازار: این مرحله شامل تجزیه و تحلیل رقبا و خط مشی های رقابتی بازار و برنامه ریزی، اجرا و سازماندهی و کنترل برنامه های بازاریابی است.شرکت ها وجه مهمی از بررسی های خود را باید روی رقبا بگذارند و به طور مداوم محصولات و قیمت ها و شیوه توزیع و تبلیغات پیشبردی رقبا را از نزدیک پی بگیرند و بدانند که در چه وضعی هستند.مدیریت در راس هرم سازمان بایستی برنامه های بازاریابی را تنظیم نماید و بعد با برانگیختن همه افراد در همه سطوح برنامه را اجرایی نموده و برای اطمینان از اجرای برنامه ها و رسیدن به اهداف کنترل داشته باشدو ممیزی بازاریابی را نیز فراموش ننماید.(خان محمدی،هادی،۷،۱۳۸۷-۵)

 

پایان نامه بررسی تأثیر هوش عاطفی برعملکرد کارکنان ادارات برق شهر همدان و ملایر

دولویکس و هیکس نیز در تحقیقات علمی خود نشان دادند که هوش هیجانی با پیشرفت و موفقیت فردی در محیط سازمان و نیز با عملکرد فردی همبستگی زیادی دارد.

هفت گام آموزشی در هوش عاطفی:

کام اول:ایجاد خود آگاهی

گام دوم:تقویت انعطاف پذیری

گام سوم:تقویت قوه انتخاب

گام چهارم:آموزش مهارت های برقراری و حفظ مهارت های بین فردی

گام پنجم:تقویت توانایی مقابله با استرس

گام ششم:آموزش مهارت های حل مساله

گام هفتم:بررسی موقعیت فرد در برآوردن نیازهای عالی.(bazyab.ir,89/4/3)

۲-۱۶ تئوری هوش عاطفی

تئوری هوش عاطفی دیدگاه جدیدی درباره پیش بینی عوامل موثر بر موفقیت و همچنین پیشگیری اولیه از اختلالات روانی فراهم می کند که تکمیل کننده علوم شناختی،علوم اعصاب و رشد کودک است.قابلیتهای هیجانی برای تدبیر ماهرانه روابط با دیگران بسیار حائز اهمیت است.

گلمن اظهار می دارد که هوش شناختی در بهترین شرایط تنها ۲۰درصد از موفقیتها را باعث می شود و ۸۰ درصد از موفقیتها به عوامل دیگر وابسته است و سرنوشت افراد در بسیاری از موفقیتها در گرو مهارتهایی است که هوش عاطفی را تشکیل می دهند.در واقع هوش عاطفی عدم موفقیت افراد با ضریب هوش بالا و همچنین موفقیت غیره منتظره افراد دارای هوش متوسط را تعیین می کند.یعنی افرادی با داشتن هوش عمومی متوسط و هوش هیجانی بالا خیلی موفقتر از کسانی هستند که هوش عمومی بالا و هوش عاطفی پایین دارند.پس هوش هیجانی پیش بینی کننده موفقیت افراد در زندگی و نحوه برخورد مناسب با استرسها است.

این هوش بنا به نظر بار-اون ۵ مولفه به شرح زیر دارد که ۱۵ عامل در آن موثر هستند.افراد تعداد بیشتری از این مولفه ها را در خود بیابند هوش عاطفی بالاتری دارند.

  • مهارتهای درون فردی شامل:

خودآگاهی هیجانی(بازشناسی و فهم احساسات خود)

جرات(ابراز احساسات، عقاید، تفکرات و دفاع از حقوق شخصی به شیوه ای سازنده)

خود تنظیمی(آگاهی، فهم، پذیرش و احترام به خویش)

خود شکوفایی(تحقق بخشیدن به استعدادهای بالقوه خویشتن)

استقلال(خود فرمانی و خود کنترلی در تفکر و عمل شخصی و رهایی از وابستگی هیجانی)

  • مهارتهای میان فردی شامل:

روابط میان فردی(آگاهی، فهم و درک احساسات دیگران، ایجاد و حفظ روابط رضایت بخش دو جانبه که به صورت نزدیکی هیجانی و وابستگی مشخص می شود)

تعهد اجتماعی(عضو موثر و سازنده گروه اجتماعی خود بودن، نشان دادن خود به عنوان یک شریک خوب)

همدلی(توان آگاهی از احساسات دیگران، درک احساسات و تحسین آنها)

  • سازگاری شامل:

مساله گشایی(تشخیص و تعریف مسائل، همچنین ایجاد راهکارهای موثر)

آزمودن واقعیت(ارزیابی مطابقت میان آنچه به طور ذهنی و آنچه به طور عینی تجربه می شود)

انعطاف پذیری(تنظیم هیجان، تفکر و رفتار به هنگامتغییر موقعیت و شرایط)

  • کنترل استرس شامل:

توانایی تحمل استرس(مقاومت در برابر وقایع نامطلوب و موقعیت های استرس زا)

کنترل تکانه(ایستادگی در مقابل تکانه یا انکار تکانه)

  • خلق عمومی شامل:

شادی(احساس رضایت از خویشتن، شاد کردن خود و دیگران)

خوشبینی(نگاه به جنبه های روشن زندگی و حفظ نگرش مثبت حتی در مواجه با ناملایمات)

باید گفت بیشتر مهارتها در اثر تعلیم و تربیت پیشرفته می شود و احتمال دارد که این موضوع حداقل برای بعضی از مهارت های هوش عاطفی صحیح باشد.( fekreno.com)